{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نگاهم کردی

تو نگاهم کردی
زمان ایستاد
تاریخ دوباره تکرار شد و من
شبیه شاعران ...
در بند نگاهی گرفتار شدم



#امیرعلی_قربانی


پ.ن
در حقیقت آدمی، در یک سکانس از زندگی اش گیر میکند
و بعد دیگر مهم نیست که تا کجا پیش می رود،
تا هر جایی که برود
تا هر جایی
بازهم با یک چشم برهم زدن برمیگردد به همان سکانس،
همان سال
همان روز
همان ساعت
همان لحظه..
و پیر شدن انسان از همین لحظه شروع می شود
دیدگاه ها (۱۶)

اگر از فحش و فحش‌کاری و توهین و تهمت به ستوه آمده‌اید، اگر ا...

حراج عشق است و تنهایی...تنها کاری بود کهبرای دلم کردم#امیرعل...

تو که نمی‌دانی امّا آدمی به نقطه‌ای می‌رسد که پی می‌برد قرار...

روزی می خوانی مراروزی که دیگر نیستمو تــو را می‌بینم که با ...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "6" "ویو پارک جیمین" برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط