Danger of love
Danger of love
Pt 6
_تهیونگ بسه. تو چت شده؟ ها؟
=تو چت شده؟
_من چیزیم نس ته.تویی که مث قبل نیستی. اینکه من با کسی رابطه داشته باشم به تو ربط نداره. چرا انقد مخالفت میکنی؟
=نمیخام دوستیمون از بین بره.(نمیخاد اعتراف کنه که کوک رو دوست داره)
_ار بین نمیره.
+امم.... بیخیال بچه ها. امشب میاین بریم پارتی؟ میتونیم یکم خوش بگذرونیم و اختلافاتو کنار بزاریم.
=هوم. موافقم.
_منم موافقم.امشب سر ساعت ۷ تو بار لیمانا. بهتره ما بریم. بای
+باییی
_خدافض......... دخلتو میارم جوجه کوچولو. صبر کن(آروم)
(ساعت ۷)
+هوففف تهیونگ چرا نمیا.
_زنگش زدم گفت الان میاد آها اوناهاش
.
.
=هه هه هه(نفس نفس زدن) ببخشید دیر کردم.
+اشکال نداره. بریم؟
_بریم.
رفتن داخل. صدای اهنگ رو صد بود. بو الکل و مش. روب میومد. کوک و ته امشب بار رو سپرده بودن به دوستاشون (نامجون و جین) رفتن طبقه بالا و نشستن رو صندلی ها.
_من تا حالا اینجا نیومدم.
=هوم.. منم.
+من همیشه میام. همشون ازم میترسن. دیگه کسی اینجا نمیا بامن قمارکنه. چون میدونن اموالشون مال منه😂
=دمتگرم داداش😂
_منم عاشق قمار کردنم. چن بار بازی کردم و باختم. 😑
+عیب نداره ددی یادت میدم.
_بیاین بریم برقصیم.
=اوک
+اممم... شما برید منم میام. گوشیم داره زنگ میخوره.
=منم باید برم دستشویی. کوک تو برو منتظرمون باش.
_اوک
جیمین رفت داخل بالکن تا با گوشی حرف بزنه. داشت با تافن حرف میزد که متوجه شد دستی اومد رو دهنش.
برگشت که دید تهیونگه. تهیونگ سریع دستشو کوبوند رو دهن جیمین و اصلحه گرفت رو سرش
=تو... عوضی.... بلاخرع تنها شدیم. نمیدونی چقد داشتم تلاش میکردم به کوک نزدیک شم ولی تو..... اومدی وسط و همه چی به هم ریخت. میکشمت.... میکشمتتتتتتتتت
_تهیونگ؟؟؟؟؟؟
تهیونگ سریع برگشت و دید کوکه. دستشو از رو دهن جیمین برداشت و اصلحه هم گذاشت تو جیبش. جیمین سریع رفت پیش کوک. کوک جیمینو گرفت تو بغلش.
_تو.... چکار کردی؟
=من... ممم... منننن
_بگو چه گوهی خوردییییییی؟؟؟؟؟
= کوک من......
ادامه دارد.......
Pt 6
_تهیونگ بسه. تو چت شده؟ ها؟
=تو چت شده؟
_من چیزیم نس ته.تویی که مث قبل نیستی. اینکه من با کسی رابطه داشته باشم به تو ربط نداره. چرا انقد مخالفت میکنی؟
=نمیخام دوستیمون از بین بره.(نمیخاد اعتراف کنه که کوک رو دوست داره)
_ار بین نمیره.
+امم.... بیخیال بچه ها. امشب میاین بریم پارتی؟ میتونیم یکم خوش بگذرونیم و اختلافاتو کنار بزاریم.
=هوم. موافقم.
_منم موافقم.امشب سر ساعت ۷ تو بار لیمانا. بهتره ما بریم. بای
+باییی
_خدافض......... دخلتو میارم جوجه کوچولو. صبر کن(آروم)
(ساعت ۷)
+هوففف تهیونگ چرا نمیا.
_زنگش زدم گفت الان میاد آها اوناهاش
.
.
=هه هه هه(نفس نفس زدن) ببخشید دیر کردم.
+اشکال نداره. بریم؟
_بریم.
رفتن داخل. صدای اهنگ رو صد بود. بو الکل و مش. روب میومد. کوک و ته امشب بار رو سپرده بودن به دوستاشون (نامجون و جین) رفتن طبقه بالا و نشستن رو صندلی ها.
_من تا حالا اینجا نیومدم.
=هوم.. منم.
+من همیشه میام. همشون ازم میترسن. دیگه کسی اینجا نمیا بامن قمارکنه. چون میدونن اموالشون مال منه😂
=دمتگرم داداش😂
_منم عاشق قمار کردنم. چن بار بازی کردم و باختم. 😑
+عیب نداره ددی یادت میدم.
_بیاین بریم برقصیم.
=اوک
+اممم... شما برید منم میام. گوشیم داره زنگ میخوره.
=منم باید برم دستشویی. کوک تو برو منتظرمون باش.
_اوک
جیمین رفت داخل بالکن تا با گوشی حرف بزنه. داشت با تافن حرف میزد که متوجه شد دستی اومد رو دهنش.
برگشت که دید تهیونگه. تهیونگ سریع دستشو کوبوند رو دهن جیمین و اصلحه گرفت رو سرش
=تو... عوضی.... بلاخرع تنها شدیم. نمیدونی چقد داشتم تلاش میکردم به کوک نزدیک شم ولی تو..... اومدی وسط و همه چی به هم ریخت. میکشمت.... میکشمتتتتتتتتت
_تهیونگ؟؟؟؟؟؟
تهیونگ سریع برگشت و دید کوکه. دستشو از رو دهن جیمین برداشت و اصلحه هم گذاشت تو جیبش. جیمین سریع رفت پیش کوک. کوک جیمینو گرفت تو بغلش.
_تو.... چکار کردی؟
=من... ممم... منننن
_بگو چه گوهی خوردییییییی؟؟؟؟؟
= کوک من......
ادامه دارد.......
- ۲.۲k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط