{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن‌چنان محو که یک دم مژه برهم نزنی
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشمِ تو به قدر مژه برهم‌زدنی
دیدگاه ها (۱۰)

گریه های بی صدا را عشق یادم داده استسجده برخاک و دعا راعشق ی...

فقط حیدر امیر المومنین است

چه کسی گفته ک مستی فقط از جام شراب است من ز میخانه ی چشمان ت...

چند روزی می‌شود از او ندارم یک خبرغم درون سینه‌ام زور آزمایی...

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟و آنچنان مات، که یک دم مژه...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟آنچنان مات که یک دم مژه بر ه...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی وانقدر مات، که حتی مژه بر هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط