{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حسرت دیدار

╔══════════════════════════════════════╗
✧ در حسرتِ دیدار ✧
╚══════════════════════════════════════╝

شب‌ها بلندتر شده‌اند
از وقتی که نام تو
در دلِ تاریخ پنهان مانده است.

زمین
سال‌هاست که
با قدم‌هایی خسته
به سوی وعده‌ای دور
راه می‌رود.

◇ ◇ ◇

می‌گویند تو غایبی؛
اما غیبت تو
بیش از آنکه نبودنِ تو باشد،
ناتوانیِ ماست
در رسیدن به روشناییِ حضورت.

ما
در ازدحامِ روزمرگی‌ها
آن‌قدر دور شده‌ایم
که حتی صدای امید
گاه در گوشمان غریب است.

◇ ◇ ◇

انتظار
دردی آرام و طولانی است؛
دردی که
نه می‌توان از آن گریخت
و نه می‌توان آن را فراموش کرد.

دل‌های بسیاری
در سکوتِ همین شب‌ها
بی‌صدا می‌پرسند:

تا کی
زمین بی‌تو
این‌گونه
سنگین خواهد چرخید؟

◇ ◇ ◇

ای یارِ پنهان،
ای وعدهٔ دیرینهٔ عدالت،

اگرچه چشم‌ها
سال‌هاست در راه مانده‌اند،
اما هنوز
در دلِ این تاریکیِ ممتد
چراغی خاموش نشده است.

نام تو
در دلِ منتظران
چیزی شبیه صبح است؛
صبحی که هنوز نیامده،
اما
همه یقین دارند
خواهد رسید.


✍️ به قلمِ : بهرام محمدی
معمار پارادایم «حد» در حکمرانی

@bmlimit

wisgoon.com/bmlimit

ویسگون 🇮🇷 بدون فیلتر
دیدگاه ها (۰)

━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━مانیفست «معماری ذهنِ حدی»بهرام...

━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━مانیفست «معماری ذهنِ حدی»بهرام...

الا ای دختر ِایران،شراب و شهد ِبی پایانننوشم از لب ِلعلت،به ...

فکر بیکرانچند وقتیس‌ برای شعر میکوشم برای بیت تازه ای میجوشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط