پارت پنجم
فیلممو نگاه کردم تموم شد ، رفتم صفحه چتمو با یانگ مینو باز کردمو دیدم چند تا عکس برام فرستاده عکسارو که میدیدم تاسف میخوردم پارک خودش زنو بچه داشت ولی نایون تو بغلش بودو داشت براش عشوه میومدو لوندی گری میکردو پارکم داشت با لذت نگاش میکرد واقعا برای زن پارک خیلی متاسفم وقتی همچین چیزایی رو ببینه نابود میشه ، بعد از عکسا خارج شدمو به یانگ مین گفتم: ممنون کارت خیلی خوب بود همینطور حواست بهش باشه بعد چند دقیقه یانگ مین انلاین شدو بهم پیام داد :+ خواهش میکنم وظیفه است خانوم ، چشم حتما حواسم بهش هست خیالتون راحت باشه از صفحه چت اومدم بیرونو یه ذره تو فضای مجازی گشتم همینطور مشغول گوشیم بودم که در اتاقم به صدا در اومدو بعدش صدای شوگا اومدو با لحن همیشگیش گفت: میتونم بیام داخل استرس گرفتم یعنی چیکار داشت که اومده بود اخه اون هیچوقت به اتاقم نمیومد گفتم: بله بیا تو و بعد درست نشستم رو تخت بعد اومد داخلو اومد نشست رو تخت و گفت: بابام یه مهمونی گرفته و من و تو باید حتما بریم سرمو تکون دادم که گفت: لباس داری؟؟ گفتم: اره لباس مجلسی خیلی دارم دیگه نیاز نیست بخری سرتکون دادو خوبه ای زمزمه کردو گفت : پس فقط میمونه میکاپت که به یه میکاپ ارتیست گفتم بیاد کارای میکاپتو انجام بده ساعت ۴میاد کارای میکاپتو انجام میده و ساعت ۷ بایدهمونجا باشیم سرمو تکون دادمو گفتم: باشه ، سر تکون دادو از روی تخت بلند شدو رفت بیرون از اتاق ، دراز کشیدم رو تخت هوفف الان چیکار کنمم منن اگه این نایون خبردار بشه شوگا منو دار میزنه ، واییی دارم دیوونه میشم نمیشه من نرم نچ نمیشه چون خانومو اقای مین شک میکنن ، هعیی بایدسر کنم چاره ی دیگه ای ندارم پس باید سعی کنیم که نایون نفهمه چون حوصله جرو بحث با شوگا رو ندارم ولش کن یه کاریش میکنم دوباره گوشیمو باز کردمو مشغول گشتن تو فضای مجازی بودم که دیدم ساعته سه و ربع چه زود گذشت بلند شدم رفتم حموم حموم که زدم اومدم بیرونو موهامو خشک کردمو ساعتو نگا کردم ساعت سه و پنجاه بود الانه که میکاپ ارتیست بیاد سرگرم گوشیم بودم بازم که در اتاقم به صدا در اومد گفتم : بفرمایین داخل شوگا با میکاپ ارتیست اومد داخلو گفت خب خانوم جانگ اومده کارای میکاپتو انجام بده روکردم روبه دختره که میخورد دو سه سال ازم بزرگتر باشه و با خوشرویی گفتم: سلام خوش اومدین اونم با خوشرویی جوابمو دادو گفت: سلام ممنون بعد شوگا گفت : خب ایشون دوست دختر بنده کاراشو لطفا به تمیز ترین شکل انجام بدین بعد خانوم جانگ گفت: خیالتون راحت باشه اقای مین من کارمو بلدم البته که دوست دخترتون انقدر زیبان که نیازی به ارایش ندارن شوگا سرتکون دادو گفت : خب شروع کنین من دیگه میرم خانوم جانگ اومد جلوی منو به میز ارایشم اشاره کردو گفت: خانوم بشینید که کارمونو شروع کنیم با لبخند گفتم : باشه و بعد نشستم رو صندلی جلوی اینه ، خانوم جانگ کارشو شروع کرد و پرسید: ارایش لایت میخواین یا غلیظ ، چون علاقه ای به ارایش غلیظ نداشتم گفتم: ارایش لایت میخوام با لبخند گفت چشم بعد چندساعت که کارش تموم شد گفت : مثله فرشته شدین خیلی خوشگلین بعد به خودم نگا کردم واقعا خوب شده بودم با خجالتو لپای کمی گل انداخته گفتم : ممنون شما لطف دارین ، بعد وسایلشو جمع کردو گفت خب من دیگه برم گفتم : خیلی ممنون ازتون گفت کاری نکردم بعد از اتاق رفت بیرون موهامو هم دادم درست کنه چون گفت هم میکاپ بلده هم شنیون پس موهامو ام دادم درست کنه خیلی قشنگم درست کرده بود بعد از جام بلند شدم رفتم داخل اتاق لباسم لباسمو پوشیدمو کفشا موام پوشیدمو یه کیف کوچولوی مجلسی ام گرفتم دستم تاگوشیمو بزارم توش بعد از اتاق اومدم بیرون رفتم پایین دیدم شوگا رو مبل نشسته و اماده شده خیلی جذاب شده بود نمیتونستم چشم ازش بردارم بعد دیدم شوگا داره خیره خیره نگام میکنه انگار محوم شده تعجب کردم رفتم دستمو جلو صورتش تکون دادم که به خودش اومدو همون قیافه ی سردو جدی رو به خودش گرفتو گفت: بریم سرتکون دادمو گفتم بریم بعد شوگا جلو رفت منم پشت سرش رفتم راننده منتظرمون بود وقتی رفتیم درو برامون باز کردو ماام سوار شدیمو راه افتاد سمت مهمونی
(بچه ها ببخشید دیروز مشکلی برام پیش اومد نتونستم بزارم این پارتو
این پارتو با پارت قبلی به شرایطی که زیر پارت قبل گفتم برسونین به شرایط که رسید پارت بعدو براتون میزارم
و اینکه عکس استایلا رو براتون میزارم)
(بچه ها ببخشید دیروز مشکلی برام پیش اومد نتونستم بزارم این پارتو
این پارتو با پارت قبلی به شرایطی که زیر پارت قبل گفتم برسونین به شرایط که رسید پارت بعدو براتون میزارم
و اینکه عکس استایلا رو براتون میزارم)
- ۸۰
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط