تو میگی بهم باور داری ولی زخمامو نادیده میگیری ، تیکه های
تو میگی بهم باور داری ولی زخمامو نادیده میگیری ، تیکه های شکسته ی قلبم رو رها میکنی ، چشمای غم زدمو نمیبینی ، عطر سیگارِ مورد علاقم که روی تنم نشسته رو حس نمیکنی ، حرفای قلبمو نمیشنوی ، ترس هامو نمیدونی ، سوزشِ دستام با ته سیگار حسی درونت زنده نمیکنه ، مرهم شدن بلد نیستی ، گرفتنِ دستای سردمو ترجیح نمیدی به گرم موندنِ دستای خودت ، آغوشتو ازم دریغ میکنی ، زخم های رو دستام رو نمیبینی ، نگاهتو ازم میدزدی ، منو نمیشناسی ، مثلِ غریبه ترین تیکه ی وجودم میمونی ، پس چطور من رو باور داری قلبِ من؟!
- ۵۸۳
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط