{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهریور عاشقِ انار بود

شهریور عاشقِ انار بود
اما هیچ وقت حرفِ دلش را به انار نزد
آخر انار، شاهزاده‌ی باغ بود
تاجِ انار کجا و شهریور کجا!
انار اما فهمیده بود
می‌خواست بگوید او هم عاشق شهریور است
اما هر بار تا می‌رسید فرصتِ شهریور تمام می‌شد
نه شهریور به انار می‌رسید
و نه انار می‌توانست شهریور را ببیند
دانه‌های دلش خون شد و ترک برداشت
سال‌هاست انار سرخ است
سرخ از داغی و تندیِ عشق
و قرن‌هاست شهریور بوی پائیز می‌دهد ...


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#پاییزانه
#گوناگون
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

🦋ســــلام عزیزان❤️ صبحِ زیباتون بخیر انشالله امروزتون پر از ...

نسیمی هست.. ابری هست..اما نیستی در شهردلم بیهوده می گردد خیا...

قسم به أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُتو آمدی که بگویی؛...

گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرندعرشیان و فرشیان نام محم...

باران از عصر شروع شده بود و هنوز هم پشت شیشه‌های قدیمیِ اتاق...

𝓡𝓮𝓪𝓵𝓵𝔂 𝓵𝓸𝓿𝓮part : 9بعد از آن گفت‌وگوی کوتاه، سکوت بینشان سنگ...

---میتسوری این بار دقیقاً سر ساعت به خانه رسید؛ نه دیرتر، نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط