هیچ وقت فکر شو نمیکردم که اون اخرین بغلی بود که کردمت اگه

هیچ وقت فکر شو نمیکردم که اون اخرین بغلی بود که کردمت اگه میدونستم محکم تر بغلت میکردم هیچ وقت نمیدونستم که اون اخرین بوس بود که از پیشونیت بوسیدم هیچ وقت فکر شو نمیکردم که اون اخرین باری بود که تو بیمارستان کنارت خوابیدم هیچ وقت فکر شو نمیکردم که واسه اخرین بار بود که کنار هم تو اون رستوران غذا خوردیم هیچ وقت فکر شو نمیکردم بعد اون دعوا باهم حرف بزنی ولی من خودم تو این فکرم از روز که باهم دعوا کردی زیاد وقتی نگذشته بود که باهم اشتی کردی انگار از رفتن خودت یه جورای خبر داشتی با همه خدافظی کردی
داستان قشنگی داشتیم پایان تلخ... 🖤🥀
دیدگاه ها (۱)

.....

شکستن دلی که بلدنبود بشکنه...

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیشپارت:۳ جیمین:هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط