{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من امروز توی مدرسه فلج شدم 😂

من امروز توی مدرسه فلج شدم 😂
از کارای نمایشگاه تا پرورشی همه رو خودم تنها انجام می دادم
تا زنگ دوم من درگیر بودم
زنگ سوم یعنی زنک آخر تازه آمدم یکم آب بخورم با یک کوشولو ساندویچ
میز هنر و مطالعات و تفکر و پیام و قرآن و عربی و انگلیسی و فارسی و علوم و کارو و فناوری و آمادگی دفاعی نهم ها و ریاضی رو من داشتم درست میکردم با تزیینات داخلی خود نمایشگاه
یعنی پدرم در آمد 😂(واکنش پدرم : من دیگه خیلی وقته در آمدم 😂(چی گفتم 😅))

بعد رفتم از نرده بوم بالا تا پرده بزنم هیچکس هم نبود که نرده رو بگیره یعنی منی که ترس از ارتفاع دارم رفتم از نرده بالا
برای کار پرورشی
بعد زنگ سوم نصفه رسیدم به کلاس
یعنی ..کمرم داغون شده بود 😂😂😂😂😂😂😂😂می‌خوام لعنتشون کنم
معلمان داشتن غذا کوفت میکردن من داشت پدرم در می آمد
تازه از این طبقه برو به اون طبقه دنبال آثار فلانی
مچ دستم هم کبود بود دردش کم بود ولی با این‌همه کار که کردم الان خیلی درد میکنه که با یک دست دارم تایپ میکنم 😂 و دارم جر میخورم 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
دیدگاه ها (۱)

ایمان آوردم که خنگم امروز منگنه لازم داشتم رفتم پیش معاون پر...

من وقتی نمی‌خوام فحش بدم:

part 7استاد جذاب من

ویو ات: با الارم گوشیم بیدار شدم رفتم دستشویی کارای لازم کرد...

عشق در تاریکی پارت: 15 ویو الیس پدرم بهم زنگ زد و یه خبر خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط