{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخشید کاور نداره اشتباهی از گالریم پاک شد

‌پارت۲
جنی:*ذهنش. انگار هرچی بدبختی هست داره رو سر من می‌ریزه
حالم با خوندن پیام دکتر خیلی خیلی بد شده بود الانم که معلوم نیست اصلا کجا اومدم
خیلی راحت داشتم میرفتم خونم الان دارم میرم تو کاخ یه اسکلی به اسم رئیس
مردا درو باز کردن
*جلو در وایستاده بودن
مرد: *شونه جنی رو هل داد که به داخل بره
جنی : من جایی که نمی‌دونم کجاست نمیرم
مرد: دختر جون بهت گفتیم ما نمیخوایم آسیب بزنیم
خودت میری داخل یا خودم ببرمت داخل؟
*جنی مقاومت کرد دستشو از دستاشون کشید ولی آخرش رفتن داخل عمارت
ویو جنی
یه عمارت خیلی بزرگ با پله های زیاد با لوسترای کلاسیک بلند (عکس میزارم)
جوری که جنی تاحالا تو عمرش نرفته بود داخل همچین جایی نرفته بود
مردا جنی رو سمت اتاق طبقه بالا بردن
مرد:*درو باز کرد
(ته روی رمان مخفف تهیونگه)
مرد:*رفت داخل. تعظیم کرد
ته: مگه به توعه نفهم دویست بار نگفتم داری میای تو در بزن؟
مرد: ببخشید آقا دیگه تکرار نمیشه
ته: تکرار نمیشه و مرض*داد
دفه بعدی در نزده بیای تو پاتو میشکونم که دیگه با در زدنم نتونی بیای تو
جنی کو؟
مرد: *دستشو کشید داخل اتاق
جنی: هوو وحشی
ته: ساکت
جنی: رئیس رئیس میگن تویی؟
ته: آره
گمشید بیرون
مردا دوباره تعظیم کردن رفتن بیرون

*دید جنی. یه مرد با موهای تیره کت مشکی و چشمای خماری که هرکی باشه جذبش میشه
جنی: منو چرا اینجا آوردین؟
ته:*از روی صندلیش بلند شد رفت روی مبل نشست دستشو روی مبل دراز کرد
تو دختر همونی هستی چند سال پیش اون کار وحشتناکو انجام داد
جنی: کی؟
ته: برای گفتن خیلی چیزا هنوز زوده
میگن اون تو بیمارستانه
قراره بمیره
جنی: داری راجب مادرم حرف میزنی؟
ته: آره
همون زن کثافتی که به خودش اجازه داد همچنین کاری انجام بده
جنی: چه کاری؟راجب مادر من اینجوری حرف نزن
تو هنوز حتی اونو نمیشناسی
ته: میشناسم
خیلیم خوب میشناسم
جنی: من باید بدونم چرا اینجام
بهم بگو چی شده
ته: گفتم که
برا گفتن این حرفا زوده
جنی: پس کی میخوای بهم بگی؟
ته: لازم نکرده بدونی
جنی: منو آوردی اینجا این چرت و پرتارو بگی نه؟ نباید باهاشون میومدم
ته: اتفاقا خوب شد اومدی
در کنار همه این حرفا فقط یه جمله میخواستم بهت بگم که باید خوب یادت بمونه
جنی: چی؟
ته: قراره زندگیت مادرت خودت و همه چیزی که داری از بین بره
برای همیشه...

ادامه...؟
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱ رمان (تنها ضعف رئیس)

ببخشید وسطای دیروز یهو فعالیتمو قطع کردم رفته بودم جایی نت ه...

فیک مافیاها

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط