{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#به_وقت_عشق

#به_وقت_عشق
پیش از این
عاشقان
از عشقشان که می‌گفتند
می‌خندیدم
اما
به مهمانخانه که بازگشتم
قهوه‌ام را در تنهایی که نوشیدم
دانستم که چگونه
خنجری از تبار عشق
پهلو می‌شکافد و
بیرون نمی‌رود...!
دیدگاه ها (۳)

#کیم_تهیونگ تو !؟﮼تو‌همان‌‌یک‌‌نفری‌،‌که‌‌برایم‌‌همه‌ای!💙🦋️

#کیم_تهیونگ پرسیدند: آیا او را،تا حد مرگ دوست داری؟گفتم «با...

#رفیق«تو قلب منی ولی بیرون از تنِ من🫀کاش میشد بودناتو ذخیره ...

#به_وقت_دلتنگی رفتی و موندم میانِ سکوت،با خاطراتی که دل می‌س...

Part : 34نامی : رئیس فکر نمی کنین دارین زیاده روی می کنین ؟پ...

پدرم دوستی داشت که بهش می گفتند ممد سرگردانمی گفتند آن قدیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط