{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#به_وقت_عشق

#به_وقت_عشق
پیش از این
عاشقان
از عشقشان که می‌گفتند
می‌خندیدم
اما
به مهمانخانه که بازگشتم
قهوه‌ام را در تنهایی که نوشیدم
دانستم که چگونه
خنجری از تبار عشق
پهلو می‌شکافد و
بیرون نمی‌رود...!
دیدگاه ها (۳)

#کیم_تهیونگ تو !؟﮼تو‌همان‌‌یک‌‌نفری‌،‌که‌‌برایم‌‌همه‌ای!💙🦋️

#کیم_تهیونگ پرسیدند: آیا او را،تا حد مرگ دوست داری؟گفتم «با...

#رفیق«تو قلب منی ولی بیرون از تنِ من🫀کاش میشد بودناتو ذخیره ...

#به_وقت_دلتنگی رفتی و موندم میانِ سکوت،با خاطراتی که دل می‌س...

پارت ۳ فیک عشق آنیا تهیونگ اونجا بود و رفت داخل و تهیونگ نشس...

در تاریخ نقل شده در سال 170 ق، که هارون الرشید خلیفه بود، دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط