{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#استاد_شجریان

#استاد_شجریان
می چکد اشک نگاهم بر مزار دل
می‌سراید قصه درد مرا با سنگ چشم او

با غمی کاندر دلم زد چنگ
وز پلاس هستی‌ام بگسیخت تار و پود
می‌رود می‌گویمش بدرود

وز نگاه خسته و پژمرده چون مهتاب پاییز ملال انگیز
می گذارم بر مزار آرزوهایم گلی ویران
یادگار آن امید گم شده آن عشق یادآویز ...

@boof_graphy
دیدگاه ها (۰)

در میان این خموش آبادِ بی حاصلدر سکوت چیره‌ی این شام بی‌فرجا...

بی نیاز بوسه ای پرشورکز فریبی تازه می‌رقصد در آن لبخندبی نیا...

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

مهربانی :

ستایش خیلی نازه لایک یادت نره

در وسط کوچه تو را می‌ زدن •••کاش به جای تو مرا می زدن ••• وا...

ستایش و مامی اش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط