p4
p4
ویو کانیا:برگشتم دیدم یه نفر از تو کیسه داشت دنبال چیزی میگشت
کانیا:ببخشید شما؟؟؟
**:تا دیدش ترسید با چاقو اومد سمتش
کانیا:مشکل چیزی داری چرا اینجوری میکنیی*ازش فاصله گرفت
**:خواهرجونگکوکی مگه نه*نزدیک تر شد
کانیا:اره ولی..
**:میکشمتتت
کانیا:لیوان پر اب رو برداشت صورتش خالی کرد
داشتم میدوییدم تو راه خروجی بودم دیدم سر و صدا از بیرون زیاد میاد بهتر بود برم بیرون دیدم بقیه اعضا بودن داشتن وسایلاشون رو میذاشتن
تا خواستم نزدیکشون بشم افتادم زمین
**:تند تند نزدیکش شد
کانیا:...
۸لایک
۳ کامنت
ویو کانیا:برگشتم دیدم یه نفر از تو کیسه داشت دنبال چیزی میگشت
کانیا:ببخشید شما؟؟؟
**:تا دیدش ترسید با چاقو اومد سمتش
کانیا:مشکل چیزی داری چرا اینجوری میکنیی*ازش فاصله گرفت
**:خواهرجونگکوکی مگه نه*نزدیک تر شد
کانیا:اره ولی..
**:میکشمتتت
کانیا:لیوان پر اب رو برداشت صورتش خالی کرد
داشتم میدوییدم تو راه خروجی بودم دیدم سر و صدا از بیرون زیاد میاد بهتر بود برم بیرون دیدم بقیه اعضا بودن داشتن وسایلاشون رو میذاشتن
تا خواستم نزدیکشون بشم افتادم زمین
**:تند تند نزدیکش شد
کانیا:...
۸لایک
۳ کامنت
- ۵۶۰
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط