{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدونم که دوتا چشمات چی داشتن منو عاشق تو کردن

نمیدونم که دوتا چشمات چی داشتن منو عاشق تو کردن
به خودم اومدم دیدم قلبم وروحم تسخیر توست
فکرم رنج وزندانت است وچه شیرین است زندانی تو شدن چون درسیاه چاله دلت هستم وچون زلیخای تو خواهم ماند
دیدگاه ها (۲)

آخ که دوستداشتنت چقدر شبیه اعداد ریاضی است بی نهایت نمیدانم ...

سنی اوقدر سورم که سوگلیم دلمده قادر دیر دیه سنین عشقینن دلی ...

پرستار دلم دوای دردهایم مرهم زخمهایم باتمام وجود دوستداشتنت ...

عزیزتراز جانم تک ساکن قلبم آنقدر تو را دوستدارم که...

اسم رمان 《 چشمهای بی انتها 》پارت ۴ليويا : نگاهش کردم و از پش...

پارت ۵ * ویو نامی * در باز شد و یه دختر خیلی کیوت و خوشگل او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط