{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب آبی

لب آبی
گیوه ها را كندم‌، و نشستم‌، پاها در آب‌:
«من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است‌!
نكند اندوهی‌، سر رسد از پس كوه‌!
چه كسی پشت درختان است؟
هیچ‌، می‌چرخد گاوی در كرد.
ظهر تابستان است‌.
سایه ها می‌دانند، كه چه تابستانی است‌.
سایه‌هایی بی‌لك‌،
گوشه‌ای روشن و پاك‌،
كودكان احساس‌! جای بازی این جاست‌.
زندگی خالی نیست‌:
مهربانی هست‌، سیب هست‌، ایمان هست‌.
آری
تا شقایق هست‌، زندگی باید كرد.

#آسمان‌ها
#ذهن‌زیبا
#نوراا‌سادات
#قریه‌ی‌پیشکوه
#مازندران
دیدگاه ها (۳۰)

لب آبیگیوه ها را كندم‌، و نشستم‌، پاها در آب‌:«من چه سبزم ام...

لب آبیگیوه‌ها را کندمو نشستم پاها در آبمن چه سبزم امروزو چه ...

گیوه ها را کندم و نشستم، پاها در آب:"من چه سبزم امروزو چه ان...

لب آبی گیوه هارا کندم و نشستم،پاها در آب: "من چه سبزم امرو...

لب آبیگیوه هارا کندم و نشستم،پاها در آب:"من چه سبزم امروزو چ...

من چه سبزم امروزو چه اندازه تنم هوشیار استنکند اندوهی ، سر ر...

دشت‌هایی چه فراخ‌!کوه‌هایی چه بلند!در «گلستانه» چه بوی علفی ...

دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌آ...

#دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط