ن بابا ناراحت نشدم . . . ولی خب . . . . احساس میکنم دوستا
ن بابا ناراحت نشدم . . . ولی خب . . . . احساس میکنم دوستام فراموشم کردن . . .
قلبم درد میکنه . . .
شاید توی ظاهر ناراحت نباشم ولی درونم هزاران بار فرو میریزم . . .
دلیل موندنم توی ویسگون فقط دوستام بودن . . . الان دیگه دلیلی برا موندنم ندارم پس منم دیر یا زود از اینجا میرم . . .
دیگه هیچی ارزش نداره . . .
قلبم درد میکنه . . .
شاید توی ظاهر ناراحت نباشم ولی درونم هزاران بار فرو میریزم . . .
دلیل موندنم توی ویسگون فقط دوستام بودن . . . الان دیگه دلیلی برا موندنم ندارم پس منم دیر یا زود از اینجا میرم . . .
دیگه هیچی ارزش نداره . . .
- ۱.۲k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط