بعضی وقتا دلم می‌گیره برای حال و روز شهریار

.

.
بعضی وقتا دلم می‌گیره برای حال و روز شهریار
چه فریادهایی پشت سکوت بیت هاش بود،
چه بی معرفتی ها دید و دم نزد
می دونی من اوج تنهایی شهریار رو اونجا دیدم که برای تسلای حال خودش با دل خونین ، خطاب به خودش نوشت:
"من از صبر و شکیبم شهریارا شُهره ی آفاق
همه آفاق هم حیران ، از این صبر و شکیب "
دیدگاه ها (۰)

🗣️🤍 وینیسیوس بعد از کامبک دیوانه‌وار رئال، سکوتش رو شکست!💔 «...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۸جونگکوک که با شنی...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

فصل سی ام: گروه هفت‌نفرهصبح، معلم وارد کلاس شد و بعد از گذاش...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۳اسلاید ۲ رو ببینین و تصور کنین.ج...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 9 | مگه شما دوتا با هم قرار می‌...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p39ویو ساعت ۲ بعدازظهره...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط