{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک

𝑝𝑎𝑟𝑡14
اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎


ویو یوشا:
دیدم جیمین بلند شد رفت....به ساعت نگاه که کردم متوجه شدم نیک ساعت از فیلم مورد علاقم گذشته پس آروم بلند شدم رفتم پایین اجوما حالش بد بود جیمین گذاشت بره خونه استراحت کنه.....رفتم پایین متوجه ی جیمین نشدم کنترل رو برداشتم و زدم کانال مورد علاقم که.....

جیمین:چرا کانال رو عوض کردی؟
یوشا:ببخشید نفهمیدم اینجایین
جیمین:کنترل رو بده به من
یوشا:لطفا بزارین این فیلم رو ببینم
جیمین:الان یا کنترل رو بهم میدی یا میری رو تخت لخت میشی..
یوشا:چشم(بغض)

ویو یوشا:
چون حالم خوب نبود قبول کردم و از درد داشتم میموردم پس خوابیدم......

ساعت سه شب~

ویو یوشا:
خواب بودم اما نمیتونستم چشامو باز کنم درد داشتم ناله میکردم که یکی درو باز کرد و به زور منو بیدار کرد

جیمین:حالت خوبه
یوشا:فکر نکنم.....
جیمین«بیا پیش خودم
یوشا:نه نمیخوام
جیمین :نترس باهات کاری ندارم
یوشا:باشه

ویو یوشا:
دنبالش رفتم و رفتیم اتاق که منو یهو پرت مرد رو تخت آخ یوشای احمق نباید گولشو میخوردی خودشم افتاد روم و ازم لب گرفتت که ناله کردم ازم جدا شد کنار تخت دراز کشید



ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱)

p𝑎𝑟𝑡15اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎جیمین:ترسیدی فکر کردی میخوام به...

𝑝𝑎𝑟𝑡16اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎پرش زمانی شب~ویو جیمین:رفتم داخ...

p𝑎𝑟𝑡13اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:با درد زیاد شکمم بلند ...

𝑝𝑎𝑟𝑡12اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:دیدم جیمین اومد تو و م...

p𝑎𝑟𝑡17اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:از خواب بیدار شدم دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط