{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موقتی🦋

موقتی🦋
فنای وانتونز هنوزم پیدا میشن؟
.
.
.
با آنکه دیگر دوستت ندارم، اما همچنان شب‌ها دلم هوای گذشته را می‌کند،
بی اختیار به شب‌هایی پر می‌کشم که در اوج گم گشتگی در میان احساساتم صدای خنده‌هایم را پایین می‌آوردم تا مبادا احدی را از خواب بیدار کنم.
دردِ من همین است که می‌گویم، با وجود بی‌میلی‌هایی که در تک تک خنده‌هایم ریشه دوانده و سببی بر اشک‌هایم شده نمی‌توانم تو را به فراموشی بسپارم؛
دقیق‌تر بگویم، انگار نمی‌خواهم، هنوز هم میان صحبت‌هایت در پِی چیزی می‌گردم تا شاید مرا در‌جایی که هستم نگه دارد، و تو در کمال بی‌خبری به گند کاری‌های همیشگی‌ات ادامه می‌دهی.
تو را خوب می‌شناسم و می‌توانم بگویم، حتی همین کارهایت نیز از عمد است.









{ من آدم برگشت به صمیمیت‌هایی از دست رفته نیستم؛
از چشم افتاده را میلِ دیدار دوباره نیست..


"فروغ فرخزاد" }
دیدگاه ها (۱)

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط