{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی سرما کشیدم تا دم صبح

وقتی سرما کشیدم تا دم صبح
دیگه فردا شد اتیشم نمی‌خوام
وقتی دلتنگیام تنهایی سر شد
فرداش کسی بیاد در پیشم نمی‌خوام
لطفی که توش بخواد منت بمونه
عسل نمی‌خورم ًنیشم نمی‌خوام
دیگر به موقع تاس ما نیومد
آلان که مارسم
جفت شیش هم نمی‌خوام 💔💔💔🥀🥀
دیدگاه ها (۱)

از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار ...

گاه باید ز نیاز دل خود فاصله ی برگیرم وز دغدغه ها به کناری ب...

کاش میشد گاه گاهی درد دل ها را نوشت حرف های تلخ قلب مست و شی...

یادم بده چگونه ریشه های عشق را درآورم‌یادم بده چگونه اشک های...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

پارت ۲۶

سناریو یاندره ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط