گمان نمیکردم



گُمان نمی‌کردم
کسی بتواند این‌طور آرام و بی‌صدا در گوشه‌ی قلبم خانه کند.
گُمان نمی‌کردم
صدای خنده‌ای بتواند مثل موسیقی در گوشم بماند و هر بار که دلتنگ می‌شوم، روحم را آرام کند.
گُمان نمی‌کردم
نگاه کسی بتواند این‌قدر گرم باشد که حتی در سردترین روزها هم دلم را روشن نگه دارد …

دیدگاه ها (۸)

بسوزاندم هر شبی آتششسحر زنده گردم به بوی خوششاگر میرم امروز ...

یکی از غم انگیزترین جمله های که خوندم جمله ای که در کتاب کاف...

تنهایی‌ام را با تو قسمت می‌کنم سهم کمی نیستگسترده‌تر از عالم...

. . روز و شب با لمس دستانت دلم دیوانه شددرد دلتنگی درونم بی ...

آن شبـ ؛ـ؛ ۱آن شب٬ باران می آمد ، سرد بود ، قطراتش روی پوست ...

#part14#hanaپا‌هام دیگه جون نداشتن، اما نمی‌تونستم بایستم. ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط