روزی برایتان خواهم گفت همان لحظاتی
روزی برایتان خواهم گفت همان لحظاتی
که با لبخند و امید همراهیتان میکردم
چقدر ناامید و اندوهگین بودم،
درست همان موقعی که فکر میکردید
آرام هستم و هیچ چیز برایم مهم نیست
چه معصومانه در حالت دفاع بودم
و چقدر همه چیز برایم اهمیت داشت.
که با لبخند و امید همراهیتان میکردم
چقدر ناامید و اندوهگین بودم،
درست همان موقعی که فکر میکردید
آرام هستم و هیچ چیز برایم مهم نیست
چه معصومانه در حالت دفاع بودم
و چقدر همه چیز برایم اهمیت داشت.
- ۷۸
- ۱۱ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط