{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد جلوی کمد میایستی و پیراهن سفیدت را میبینی و او را

‏بعد جلوی کمد می‌ایستی و پیراهن سفیدت را می‌بینی و او را تصور می‌کنی که لباست را پوشیده و پالخت روی مبل ولو شده و سرش توی گوشی است و خبر ندارد خورشید خانه‌ی توست. گرم و تماشایی و لازم.
‏کمد را می‌بندی، تیشرت سیاه می‌پوشی و به تنهاییت ادامه می‌دهی.
‏نه، این خانه‌ خورشید ندارد.💔🖤
دیدگاه ها (۸)

میگفت وقتی آدم، عزیزی رو از دست میده،دست به هر چیزی میزنه که...

فکر کردم اگر کنار من از خواب بیدار شود، و اولین جملات روزم ص...

این زندگی و حرفای دل کدومتونه؟

آخر چگونه می‌توان به چشم کسی آمد که محو تماشای دیگریست؟ انسا...

compensation of his death __ Part 12ارون تماما مشکی پوشیده ب...

Investing with family | سرمایه گذاری با خانواده Part two_ شر...

ᑭ5 🦊🦊🦊بیو فاکسی من غذامو تموم کردمو از میز بلند شدم رفتم پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط