{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کردم اگر کنار من از خواب بیدار شود، و اولین جملات روز

فکر کردم اگر کنار من از خواب بیدار شود، و اولین جملات روزم صدای او باشد که می‌خواهد نوازشش کنم، و اگر ته‌لهجه‌ی شیرینی داشته‌باشد، و اگر چشم‌های درشتش نیمه‌باز باشد و بخواهد زنگ ساعت را خفه کنم که باز هم بخوابیم، و اگر نگذارم عطر بزند چون بوی بدنش را دوست دارم، و اگر ببوسمش و نوازشش کنم و پهلویش را قلقلک بدهم و آهسته بگویم دیرمون میشه، و اگر غر بزند و بچسبد به من و بگوید پنج دقیقه، و من تمام پنج دقیقه‌ی بعدی لای موهایش و روی مهره‌های کمرش و روی منحنی‌های دلربای بدنش دنبال کلمات داستان بعدیم بگردم، و اگر خوابش ببرد و نخواهم بیدارش کنم و ادامه بدهیم به سکونت در این تصویر، آیا باز هم وسط روز به پایان خودم می‌رسم؟

ماهی کوچک دریای خانه‌ی من، کاش واقعی بودی، و کاش آخر این متن نقطه نداشت. ویرگول مهربان‌تر است، و نوید ادامه‌دادن را می‌دهد. اما نقطه، نقطه، نقطه...
کاش از تو دختری داشتم، بسیار شبیه تو، و می‌شد همان‌طور که پیر می‌شوم، جوان‌شدن تو را تماشا کنم.
همین...
دیدگاه ها (۳)

میگفت وقتی آدم، عزیزی رو از دست میده،دست به هر چیزی میزنه که...

‏بعد جلوی کمد می‌ایستی و پیراهن سفیدت را می‌بینی و او را تصو...

🌱🍒می توانی بروی قصه و رویا بشویراهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

همیشه می‌گفت که رفتن ها را باید از زبان انداخت، می‌گفت که حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط