{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 19:

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
19:
ویو ته:
رفتم سمت ماشین و بدون مکث سوار شدم.
تا نشستم رو صندلی صدای هق هق از بغل گوشم بلند شد؛و بله ات داشت گریه میکرد و من دلیلش رو نمیدونستم!
_اتفاقی افتاده؟(سرد و کمی نگران)
+ن...نه٠
_پس چرا گریه میکنی؟
+راه بیفت مهم نیست.
_خیلی هم مهمه!اگه نمیگی زنگ میزنم به بابات!
+نهــــ!من من فقط از دعوا میترسم  و س..سردم بود و تازه گشنه ولم کردی و رفتی کاری که متنفرم!
_از رفتنه کسی متنفری؟
+از منتظر موندن و منتظر گذاشتن متنفرم(کیوت و جدی)
از این لحنش خندم گرفت اما میدونستم بدتر میکنم با خنده!
_خیلی خب حالا اشکات رو پاک کن راه بیفتیم!
+اوهوم.
راه افتادیم.
ویو ات:
رسیدیم به فروشگاه خواستم پیاده شم که یادم افتاد کت ته رو پامه پس برش داشتم و گذاشتمش رو صندلی!
ویو ته(شرمنده زود زود عوض کردم):
_کتم؟
+نترس...گمش نکردم گذاشتم ش رو ص...
_نگفتم کجاست!گفتم کجا نیست؟
+جان؟
رفتم و کتم رو از ماشین اوردم و دور کمر باریک ات بستم که خدارو شکر تا زانو هاش بود!
_هعی کوچولو!
+به من نگو کوچولو؛
_چی بگم؟
+پرنسس خانم و...این همه چیز چرا کوچولو؟
_اوففف....پرنسس کوچولو اینحا پر از لاشیه پس از پیشم تکون نخور و کتم رو از دور کمرت باز نکن!
+دوباره گفت کوچولوو،ایشششش.
رفتیم داخل که دیدم پر از پسره علافه البته همشون از من حساب میبردن اما ات چی؟دیدم کوچولو ریده به خودش تو چشماش اشک جمع شده بود و دست و پاش میلرزید.هی خداااااا این چرا انقدر لوسه!من از این ادما زیاد دیدم پس تصمیم گرفتم حداقل با این درست رفتار کنم چون یچیزه متفاوت داشت.
_هعی پرنسس کوچولو چته؟
+من..من میترسم!(با بغض و صدای لرزون)
صداش بدجوری میلرزید!دلم یجوری شد!هعی ته چتهههههه؟مگه قول ندادی بعده اون دختر عموی جندت سمت کسی نری؟الان داری برای یکی دلسوزی میکنی؟اهمیت نده بهش.تو تا الان چرا انقدر نرم بودی؟شرمنده اقای پارک من با مهربون بودن خودمو بگا میدم پس خودت با دخترت خوب باشـ
_انقدر ترسو نباش،میترسی چیزی نمیخریم؛پس درست رفتار کن!
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️‍🩹
تا پارت چهل دارم اکه محدود نشم میزارم💖🤝🏻
دیدگاه ها (۲)

Part 20:

Part 21:

سلام عشقامممممممم🙃🎀من بالاخره اومدممم🤧بعد 21 روز مسدودییییی🥺...

واییییییییی😬کی انفالو کرد؟عققققققق🥺🤬💔💔💔💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط