می‌خواستم در برابر بادها بایستم ستبر و سربلند تا موهایت

می‌خواستم در برابر بادها بایستم، ستبر و سربلند، تا موهایت

می‌خواستم در برابر بادها بایستم، ستبر و سربلند، تا موهایت را پریشان نکنند و اخم نکنی، ای ماه بزرگ آسمان کوچک دلم. می‌خواستم در آغوشم پنهانت کنم، تماشایی‌بودنت را نه، آسیب‌پذیر بودنت را. و می‌خواستم از لمس باهار بدنت، برای موریانه‌های تنم شفا بگیرم.

دوباره روی صخره‌های کوه برف نشسته تا یادم بیاید چگونه هربار خنداندمت موهایم بیشتر سپید شدند، ای ابر کوچک پشت پنجره که دیدنت زیبایی روزهای این زمستان است. تا یادم بیاید لذت ممنوع فکر بوسیدن مهره‌های کمرت را، ای خوشه‌ی انگور نورس که از تمام شراب‌های تاکستان‌های خاورمیانه شراب‌تری. تا یادم بیاید چه بی‌پناهم در هر شبی که از خواستنت لبریزم و ساکت به انقراض خودم در غار دوردست ادامه می‌دهم. چه ساده در برابر تو تسلیمم.

حقیقت دارد، تماشای خوشحالی کسی که دوستش داری، شکلی از عشق است. و این شکل دلخواه من است، سهمی که از تو برداشته‌ام، دور ایستادن و خنده‌ات را در هر عکس تازه نوشیدن. آدمِ تماشا دوستت دارد، و می‌داند با دستهای کاکتوسی نباید نوازشت کند.

اما در خانه‌ام برف می‌بارد و  با چشم‌هایی دکمه‌ای و دستهایی گشاده آدم‌برفی گمشده‌ی محزونی شده‌ام وسط دشت، در انتظار کودکی که برایش دماغ هویجی و شال‌گردن بیاورد و از دیدنش خوشحال شود، گرچه کمی بعد فراموشش کند. آدم‌برفی ساکتی که دلش برای آفتاب تنگ شده‌است.

با تشکر از دوست عزیز🙏🌹
https://wisgoon.com/pin/47504922/

https://wisgoon.com/baran_s17
دیدگاه ها (۵)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

لونا و ويليام

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

خواستگاری!

KIM V

می‌خواستم در برابر بادها بایستم ستبر و سربلند تا موهایت را ...

برای زمینلباس عروس می‌دوزند ابر‌ها ..از پشت پنجره نگاه می‌کن...

نیکزاد افرسی نیا هرسین تنهایی انسان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط