ترجمه لایو
ترجمه لایو 💜
ترجمه لایو BTS [قسمت اول]
🐻: روشنه؟
🐰: هنوز نه.
🐹: نه، فقط دو ثانیه روشن بود.
🐹: اون رو رو لباسم پاک نکن!
🐹: آآآ! جدی؟ آآآ! ( تهیونگ شیطون شده)
🐨: همین که شروع کردیم…(واضح نیس)
🐥: جونگکوک، یه کم بچرخ این طرف، آفتاب اینجاست.
🐱: لایوه؟
🐹: سلااام!!!
🐥: ثانیهها حرکت نمیکنن.
🐰: نه، حرکت میکنن.
🐿: سلاام!
🐹: سلااممم!
🐻: ولی هیچ کامنتی نیست.
🐰: نت ضعیفه.
🐹🐰: کامنتا دارن میان.
🐨: میخوام اتاقم رو نشون بدم/لایو رو شروع کنیم، اول بریم دور بزنیم.
🐹: سلااام
🐥: میخواستم لایو رو نشون بدم.
🐱: داریم لایو رو نشون میدیم.
🐨: کلی آدم الان وصل شدن.
🐰: سلام.
🐹: دیگه دست بردار از پاک کردن! آآآ، دارم دیوونه میشم!
🐨: همه چی عالی پیش میره.
🐱🐰: داریم حسابی آلبوم رو آماده میکنیم.
🐨: داریم حسابی «پخت و پز» میکنیم (یه شوخی با کلمه، مثل آمادهسازی خلاقانه).
🐥: این تماس تلفنی نیست (چون جین هی میگفت «سلام!»).
🐰: من اینجوری فیلم میگیرم.
*تهیونگ و جیمین موهاشون رو با لباس جین پاک میکنن. نامجون اشاره میکنه و میره
🐥: دوربین رو چرخوندی؟
🐰: آره.
🐻: هیونگ، سریع سلام کن!
🐻: سریع بگو «آنیوهاسهیو!»
*دوربین از جونگکوک رفت رو نامجون
🐨: چجوری برگردونمش؟
🐰: من قبلاً چرخوندم.
🐰: میخوای برگردونم؟
🐹: آخ، خیلی سرده ولی اطرافم گرمه.
🐰: چرا؟ هیونگ میخواد فیلم بگیره؟
🐨: آره.
🐹: سلااااامم!
🐻: هیونگ چرا همیشه فقط میگی «سلام»؟
🐰: ولی هیونگ، فیلم گرفتن کار منه
🐨: اینجا راحته، برو! فقط برو.
🐥: از نظر من چون اولین لایو بیرونیه، همه یه کم دست و پا چلفتیان.
🐨: اوکیه؟ همه خوبین؟
🐨: مصاحبه میکنم، همه اوکیین؟
🐻: چون من اپراتور خوبم
🐨: نه
🐰: نه، من اپراتور خوبم
🐻: نه، نه.
🐰: این گوشی منه!
🐻: بذار همینجوری باشه.
🐱: همه میخوان اپراتور باشن.
*دوباره دوربین میره روی جونگکوک
🐹: سلام، من جینم
🐰: فرار کن!
🐹: سوکجین!
🐥: چالش!
🐹: رسیدم آمریکا، با بچهها دیدار کردم. نامجون چطوری؟
🐨: آره، داریم آلبوم آماده میکنیم.
🐱: امروز روز تعطیلیه.
🐻: هیونگ
*تهیونگ میره کت بپوشه
🐿: فردا شروع میکنیم به کار.
🐱: باید بریم استودیو.
🐹: باید سخت کار کنیم.
🐰: بیایید دوربین رو برگردونیم.
همه — آمادهاید؟
🐰: الان یه کم حوصله سر بر شده.
🐥: هر هفته راجع به روز تعطیل حرف میزنیم.
🐹: داریم سخت کار میکنیم رفیق!
🐻: اما… *آه میکشه
🐻: شاید هیچ کاری درست نشه…
🐰: اگه نشه، ولی کامنتا میان.
🐨: چی نوشتن؟ بخون.
🐰: نوشتن: «دلتنگتم، شوهر من.»
🐨🐹🐥: دلتنگتم، شوهر من.
🐨: دلتنگتم، زن من.
👥: وااای نه!
🐰: موهام خیلی…
🐱: تو الای هوا سرده، چون شبه.
🐰: اختلاف دما روز و شب زیاده
🐻: آه!
🐻: باشه، فراموشش کن.
🐰: چی شد؟
🐻: دوستمون آروم آروم…
🐰: اوکی اوکی اوکی.
🐰: آروم بریم.
🐰: بالاخره از شنها بیرون اومدیم.
🐹: راه رفتن تو شن سخته.
🐻: به هر حال، چون دوباره میبینمش
🐨: فکر کنم اولین و آخرین باره که لایو ساحلی میگیریم.
🐱: هی، این که…
🐰: هنوز نمیدونیم.
🐱: نمیدونیم.
🐨: فکر نمیکنم ساحلی یا کنار دریا راحت باشه.
🐰: ولی میبینید؟
🐹: آره، میبینیم x3
🐥: بریم، بعد این که دوچرخهسوارها رد بشن.
*دوچرخهسوارها راه میدنشون
👥: مرسی.
🐰: همه چیز خوبه، درسته؟
🐹: چرا اینقدر عرق کردی؟
🐿: فوتبال بازی کردم، خستهم.
🐻: گرسنمه.
🐰: میگی «جین رو گم کردی»؟ (شوخی با کلمهی خستهشدن)
🐹: منو گم کردی؟
👥: خنده
🐨: این آدم تغییر نکرده.
🐿: باور میکنید ۳۴ سالشه؟
🐨: بچهها، باور میکنید ۳۴ سالشه؟
🐻: جین هیونگ ۳۵ ساله نیست؟
ترجمه لایو BTS [قسمت اول]
🐻: روشنه؟
🐰: هنوز نه.
🐹: نه، فقط دو ثانیه روشن بود.
🐹: اون رو رو لباسم پاک نکن!
🐹: آآآ! جدی؟ آآآ! ( تهیونگ شیطون شده)
🐨: همین که شروع کردیم…(واضح نیس)
🐥: جونگکوک، یه کم بچرخ این طرف، آفتاب اینجاست.
🐱: لایوه؟
🐹: سلااام!!!
🐥: ثانیهها حرکت نمیکنن.
🐰: نه، حرکت میکنن.
🐿: سلاام!
🐹: سلااممم!
🐻: ولی هیچ کامنتی نیست.
🐰: نت ضعیفه.
🐹🐰: کامنتا دارن میان.
🐨: میخوام اتاقم رو نشون بدم/لایو رو شروع کنیم، اول بریم دور بزنیم.
🐹: سلااام
🐥: میخواستم لایو رو نشون بدم.
🐱: داریم لایو رو نشون میدیم.
🐨: کلی آدم الان وصل شدن.
🐰: سلام.
🐹: دیگه دست بردار از پاک کردن! آآآ، دارم دیوونه میشم!
🐨: همه چی عالی پیش میره.
🐱🐰: داریم حسابی آلبوم رو آماده میکنیم.
🐨: داریم حسابی «پخت و پز» میکنیم (یه شوخی با کلمه، مثل آمادهسازی خلاقانه).
🐥: این تماس تلفنی نیست (چون جین هی میگفت «سلام!»).
🐰: من اینجوری فیلم میگیرم.
*تهیونگ و جیمین موهاشون رو با لباس جین پاک میکنن. نامجون اشاره میکنه و میره
🐥: دوربین رو چرخوندی؟
🐰: آره.
🐻: هیونگ، سریع سلام کن!
🐻: سریع بگو «آنیوهاسهیو!»
*دوربین از جونگکوک رفت رو نامجون
🐨: چجوری برگردونمش؟
🐰: من قبلاً چرخوندم.
🐰: میخوای برگردونم؟
🐹: آخ، خیلی سرده ولی اطرافم گرمه.
🐰: چرا؟ هیونگ میخواد فیلم بگیره؟
🐨: آره.
🐹: سلااااامم!
🐻: هیونگ چرا همیشه فقط میگی «سلام»؟
🐰: ولی هیونگ، فیلم گرفتن کار منه
🐨: اینجا راحته، برو! فقط برو.
🐥: از نظر من چون اولین لایو بیرونیه، همه یه کم دست و پا چلفتیان.
🐨: اوکیه؟ همه خوبین؟
🐨: مصاحبه میکنم، همه اوکیین؟
🐻: چون من اپراتور خوبم
🐨: نه
🐰: نه، من اپراتور خوبم
🐻: نه، نه.
🐰: این گوشی منه!
🐻: بذار همینجوری باشه.
🐱: همه میخوان اپراتور باشن.
*دوباره دوربین میره روی جونگکوک
🐹: سلام، من جینم
🐰: فرار کن!
🐹: سوکجین!
🐥: چالش!
🐹: رسیدم آمریکا، با بچهها دیدار کردم. نامجون چطوری؟
🐨: آره، داریم آلبوم آماده میکنیم.
🐱: امروز روز تعطیلیه.
🐻: هیونگ
*تهیونگ میره کت بپوشه
🐿: فردا شروع میکنیم به کار.
🐱: باید بریم استودیو.
🐹: باید سخت کار کنیم.
🐰: بیایید دوربین رو برگردونیم.
همه — آمادهاید؟
🐰: الان یه کم حوصله سر بر شده.
🐥: هر هفته راجع به روز تعطیل حرف میزنیم.
🐹: داریم سخت کار میکنیم رفیق!
🐻: اما… *آه میکشه
🐻: شاید هیچ کاری درست نشه…
🐰: اگه نشه، ولی کامنتا میان.
🐨: چی نوشتن؟ بخون.
🐰: نوشتن: «دلتنگتم، شوهر من.»
🐨🐹🐥: دلتنگتم، شوهر من.
🐨: دلتنگتم، زن من.
👥: وااای نه!
🐰: موهام خیلی…
🐱: تو الای هوا سرده، چون شبه.
🐰: اختلاف دما روز و شب زیاده
🐻: آه!
🐻: باشه، فراموشش کن.
🐰: چی شد؟
🐻: دوستمون آروم آروم…
🐰: اوکی اوکی اوکی.
🐰: آروم بریم.
🐰: بالاخره از شنها بیرون اومدیم.
🐹: راه رفتن تو شن سخته.
🐻: به هر حال، چون دوباره میبینمش
🐨: فکر کنم اولین و آخرین باره که لایو ساحلی میگیریم.
🐱: هی، این که…
🐰: هنوز نمیدونیم.
🐱: نمیدونیم.
🐨: فکر نمیکنم ساحلی یا کنار دریا راحت باشه.
🐰: ولی میبینید؟
🐹: آره، میبینیم x3
🐥: بریم، بعد این که دوچرخهسوارها رد بشن.
*دوچرخهسوارها راه میدنشون
👥: مرسی.
🐰: همه چیز خوبه، درسته؟
🐹: چرا اینقدر عرق کردی؟
🐿: فوتبال بازی کردم، خستهم.
🐻: گرسنمه.
🐰: میگی «جین رو گم کردی»؟ (شوخی با کلمهی خستهشدن)
🐹: منو گم کردی؟
👥: خنده
🐨: این آدم تغییر نکرده.
🐿: باور میکنید ۳۴ سالشه؟
🐨: بچهها، باور میکنید ۳۴ سالشه؟
🐻: جین هیونگ ۳۵ ساله نیست؟
- ۱.۸k
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط