نومیدی
اسمش Flint بود...
پسر ارشد Storm
نژادی از سگ وحشی افریقایی....
بعد از یک عمر زندگی مرکب از زحمت، مشقت، شفقت و شرافت یک پای خود را در تله شکار چیان از دست داد....
پس از ان ب تصمیم مادرش ک بزرگ دسته بود وظایف سبک تر را برعهده داشت...اموزش ب کوچکترها و حفاظت از انها تا سایر برادران از شکار برگردند....
اما پس از ان ک برای خوردن اب همه احساس خطر داشتند پیشقدم شد تا ب قعر ارواره های سرد و پر از مرگ کروکودیل برود....
ناامیدی یا شجاعت....
تسلیم نشد...
با همه تلاشش جنگید....
ازاد شد از میان فک پلمپ....
یک متر ان طرف تر ب تماشای ابدی وزش باد نشست...
نگاه اخر....
هی فلینت تو قهرمان بودی...
تو شرافت داشتی...
شرافتِ ادامه شرافت با یک پا....
شرافت ساختن با وخامت...
رفتن ب عمق ترس اما گویی عمدا...
سطح اب ارام مخلوط ب کروکودیل های استاد...
استاد در مغالطه گری زیر اب...
استاد بیرحمی...فریب و دروغ...
با پوست هایی ب کلفتی کروکودیل....
ببچاره کروکودیل ب دنیا امده بود و مجبور بود در همان پوست بمیرد...
شرف واژه ای گنگ بود برایش بمانند ان طرف افق رویداد برایم....
ایا تعقل کرد؟ غصه خورد؟ چ کسی توانسته با حرف یک کروکودیل را عوض کند...
گور پدر هر چ کروکودیل...
زیرنویس شبکه خبر....
فلینت تو قهرمان منی....
لحظه تقسیم غذای تو با کوچکترها را هیچکس ندید...
ضعیف اگر بودی بزرگ بودی...
خوب شد لحظه نزول ب دنیا سر کج نکردی سمت دنیای ادمیان...
فلینت اینجا تمام دارایی یک مملکت می تواند خبرچینی و گزارش ادمهاش باشد....
پیامک از ۱۱۴...
اینجا همه داعیه حق دارند و فریاد ازادی....
اما همه ب هم ضربه...لطمه...خدشه....جرحه میزنند....
برچسب میزنند...از هم میکنند و میخورند....
هرکس بمیرد برای عده ای شهید است....
مثل سرباز مغول برای چنگیز....
نازی برای هیتلر....
فلینت خوب نمیدانم تو در کدام جهانی اما در سوم جهان همه با هوش مصنوعی بر هم پیروز شده اند....
جایزه سحر امامی....
اینجا جاندار زنده با منافعش تعریف می شود....
فلینت اینجا همه مجرمند مگر ب همان نتیجه ک انها میخاهند برسی وگرنه حرامزاده ای...
اردستانی...کاشانی....محمدکاظم شریعتمداری....سید جواد طباطبایی...سید صادق روحانی...احمد قابل....
پیاده نظام دشمن....
مرتد مفسد....
یهودی زاده...بعل...مولخ...مردوک...رائفی پور....
بردگی جهان سوم برای بودن کیک قدرت میان قدرتها....چ با فریاد مرگ چ با درود....
زباله دان قدرتهای شرق...قالیباف...چین...روسیه...شاید هم ظریف....
منابع ملی و ثروت ها می تواند قاتل جانت باشد...
تحریم...اختلاس....موشک....بهانه حمله....
نفت...نفت...نفت....
اینجا عروج ب عزت را می توان با هنری ک در حضیض ذلت ب فاحشگی رسیده تجربه کرد....
محسن ب رنگ چاووشی....
و یا با پرسیدن کوچکترین سوال فقیرترین موجود منطقه شد....
محسن از نوع یگانه....
فلینت خوش بحالت در دام چندین پیامبر نبودی ک همه پیام یک خدا را اوردند اما همدیگر را گمراه می دانستند....
فلینت اینجا تحقیق و پژوهش ازاد است ب شرط خدمت ب یک چیز...ک قطعا باید ان را حقیقت بدانی....
فلینت سوالات بی جواب من مثل همان صدای توی ذهنت شاید باشد....
صدای سوت ممتد....
پرسه در مه....
چرا ادمیانی ک برایت تله گذاشتند تا پایت را بگیرند...در مانت کردند....
فلینت اینجا مرز خوبی و بدی انچنان ب هم تجاوز کرده اند ک در آن واحد هم میتوانی الونزو هریس باشی هم رابرت مک کال....
اخبار CBS...رویترز...
اگر زمانی منتهی الیه جهل چیزی بود بنام حماقت امروز اما حماقت را خنده می آید ب این پدیده نوظهور...
ارتش سایبری....
خوشحالی عوام با تفقر...
احمدی نژاد...هولوکاست...اب...محیط زیست...
فلینت اینجا گرفتن امتیاز از پاداش تا ترفیع و تقدیر و ساندویچ و کردن مورد جدید تو خیابونا با شیشه شیر شده حماسه....
خیابان....
جرم اگاهی...و اگاهی افیونیزه شده در ذهن...
دانشگاه....مردم....
من ب سردرد عادت دارم اما تورا نمیدانم...
تو را نمیشناسم....
اگر چ زیاده و خیلی زیاده حرف...اگر جایی رفتی و جایی بود از گور ایرانی بپرس....
بِایّ ذَنب قُتلت....
فلینت تا ابد نگاه اخرت در قلبم نقش خواهد بست...
و باد همچنان می وزد....
و خواهد وزید....
بسه....
پسر ارشد Storm
نژادی از سگ وحشی افریقایی....
بعد از یک عمر زندگی مرکب از زحمت، مشقت، شفقت و شرافت یک پای خود را در تله شکار چیان از دست داد....
پس از ان ب تصمیم مادرش ک بزرگ دسته بود وظایف سبک تر را برعهده داشت...اموزش ب کوچکترها و حفاظت از انها تا سایر برادران از شکار برگردند....
اما پس از ان ک برای خوردن اب همه احساس خطر داشتند پیشقدم شد تا ب قعر ارواره های سرد و پر از مرگ کروکودیل برود....
ناامیدی یا شجاعت....
تسلیم نشد...
با همه تلاشش جنگید....
ازاد شد از میان فک پلمپ....
یک متر ان طرف تر ب تماشای ابدی وزش باد نشست...
نگاه اخر....
هی فلینت تو قهرمان بودی...
تو شرافت داشتی...
شرافتِ ادامه شرافت با یک پا....
شرافت ساختن با وخامت...
رفتن ب عمق ترس اما گویی عمدا...
سطح اب ارام مخلوط ب کروکودیل های استاد...
استاد در مغالطه گری زیر اب...
استاد بیرحمی...فریب و دروغ...
با پوست هایی ب کلفتی کروکودیل....
ببچاره کروکودیل ب دنیا امده بود و مجبور بود در همان پوست بمیرد...
شرف واژه ای گنگ بود برایش بمانند ان طرف افق رویداد برایم....
ایا تعقل کرد؟ غصه خورد؟ چ کسی توانسته با حرف یک کروکودیل را عوض کند...
گور پدر هر چ کروکودیل...
زیرنویس شبکه خبر....
فلینت تو قهرمان منی....
لحظه تقسیم غذای تو با کوچکترها را هیچکس ندید...
ضعیف اگر بودی بزرگ بودی...
خوب شد لحظه نزول ب دنیا سر کج نکردی سمت دنیای ادمیان...
فلینت اینجا تمام دارایی یک مملکت می تواند خبرچینی و گزارش ادمهاش باشد....
پیامک از ۱۱۴...
اینجا همه داعیه حق دارند و فریاد ازادی....
اما همه ب هم ضربه...لطمه...خدشه....جرحه میزنند....
برچسب میزنند...از هم میکنند و میخورند....
هرکس بمیرد برای عده ای شهید است....
مثل سرباز مغول برای چنگیز....
نازی برای هیتلر....
فلینت خوب نمیدانم تو در کدام جهانی اما در سوم جهان همه با هوش مصنوعی بر هم پیروز شده اند....
جایزه سحر امامی....
اینجا جاندار زنده با منافعش تعریف می شود....
فلینت اینجا همه مجرمند مگر ب همان نتیجه ک انها میخاهند برسی وگرنه حرامزاده ای...
اردستانی...کاشانی....محمدکاظم شریعتمداری....سید جواد طباطبایی...سید صادق روحانی...احمد قابل....
پیاده نظام دشمن....
مرتد مفسد....
یهودی زاده...بعل...مولخ...مردوک...رائفی پور....
بردگی جهان سوم برای بودن کیک قدرت میان قدرتها....چ با فریاد مرگ چ با درود....
زباله دان قدرتهای شرق...قالیباف...چین...روسیه...شاید هم ظریف....
منابع ملی و ثروت ها می تواند قاتل جانت باشد...
تحریم...اختلاس....موشک....بهانه حمله....
نفت...نفت...نفت....
اینجا عروج ب عزت را می توان با هنری ک در حضیض ذلت ب فاحشگی رسیده تجربه کرد....
محسن ب رنگ چاووشی....
و یا با پرسیدن کوچکترین سوال فقیرترین موجود منطقه شد....
محسن از نوع یگانه....
فلینت خوش بحالت در دام چندین پیامبر نبودی ک همه پیام یک خدا را اوردند اما همدیگر را گمراه می دانستند....
فلینت اینجا تحقیق و پژوهش ازاد است ب شرط خدمت ب یک چیز...ک قطعا باید ان را حقیقت بدانی....
فلینت سوالات بی جواب من مثل همان صدای توی ذهنت شاید باشد....
صدای سوت ممتد....
پرسه در مه....
چرا ادمیانی ک برایت تله گذاشتند تا پایت را بگیرند...در مانت کردند....
فلینت اینجا مرز خوبی و بدی انچنان ب هم تجاوز کرده اند ک در آن واحد هم میتوانی الونزو هریس باشی هم رابرت مک کال....
اخبار CBS...رویترز...
اگر زمانی منتهی الیه جهل چیزی بود بنام حماقت امروز اما حماقت را خنده می آید ب این پدیده نوظهور...
ارتش سایبری....
خوشحالی عوام با تفقر...
احمدی نژاد...هولوکاست...اب...محیط زیست...
فلینت اینجا گرفتن امتیاز از پاداش تا ترفیع و تقدیر و ساندویچ و کردن مورد جدید تو خیابونا با شیشه شیر شده حماسه....
خیابان....
جرم اگاهی...و اگاهی افیونیزه شده در ذهن...
دانشگاه....مردم....
من ب سردرد عادت دارم اما تورا نمیدانم...
تو را نمیشناسم....
اگر چ زیاده و خیلی زیاده حرف...اگر جایی رفتی و جایی بود از گور ایرانی بپرس....
بِایّ ذَنب قُتلت....
فلینت تا ابد نگاه اخرت در قلبم نقش خواهد بست...
و باد همچنان می وزد....
و خواهد وزید....
بسه....
- ۲۵.۹k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط