{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

یکی از مداحان رو از نزدیک زیارت کردم.. ایشون از مادر شهید

یکی از مداحان رو از نزدیک زیارت کردم.. ایشون از مادر شهید حججی نقل کردن که خیلی بی تاب محسن بودن.. ازشون پرسیدن چرا بی تابی میکنید.. اینطوری دشمن شاد میشه.. گفتن هروقت یادم میاد چطور با لب تشنه سر پسرمو بریدن جگرم آتیش میگیره 😭.. بعد مدتی دوباره مادر شهید رو ملاقات کردن.. دیدن از اون بی تابی خبری نیست.. دلیلش رو جویا شدن.. مادر شهید حججی گفتن.. محسن رو دیدم که گفت مادرم چرا بی تابی، چرا گریه میکنی؟.. من دردی تحمل نکردم.. زمانی که خواستن سر منو از تنم جدا کنن، آقام حسین ع کنارم بودن و گفتن محسن به چشمهای من نگاه کن.. فقط به چشمهای من نگاه کن😭
من اونقدر محو چشمان امام حسین ع بودم که اصلا دردی رو متوجه نشدم ✨💔
سلام بر لب تشنه ات #یاحسین
#شهیدانه
#پدر🕊️

#دختری_از_جنس_نور
دیدگاه ها (۳)

غدیر رو فراموش نکنیم.. منتظر محرم هستیم چون همگی عاشق امام ح...

وقتی بهش مۍگفتیم چرا گمنام‌ کار میکنی ، می‌گفت:ای بابا همیشه...

#ورق_بزن.. هارداسان سید؟ 💔خیلی دلتنگم🥀#دختری_از_جنس_نور✨

من نیز..... غساله اماما این کارو بدون مزد انجام میدم واسه آخ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁶..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨..شب، ساعت 20:00...زیر لوستر ...

بسم الله الرحمن الرحیم🌹🌹🌹🍀🍀غلامعلی صالحی ، غلام شهیدامام خام...

پارت نهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط