{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگفتم برات روم نشد یعنی از وقتی این یارو جدیدیه اومد ا

نگفتم برات، روم نشد یعنی. از وقتی این یارو جدیدیه اومد، این دلبر جدیدت رو میگم، هی سخت گذشت به من. هی رفتم اومدم دیدم وایساده دَمِت، داره حرف میزنه، داری براش میخندی. چشات داره میخنده براش. قشنگی وقتی میخندی، خیلی قشنگی. واسه ما که فقط اخم داشتی ....
یه روز دیدم نه دیگه نمیشه، صبح تا شب شب تا صبح یه بند نفسم درد داره، سرم شده قد کوه. رفتم پیش یارو دکتره گفتم قرص آبی ها رو زیاد بده دکتر، بخوابیم یه بند. گفت میخوابی ولی سردرد میگیری، گفتم نه خوبه، میخوابم پامیشم روز تموم شده، شبه. شب خوبه. سردردم که عیبی نداره، رفیقمونه از کی تا حالا. غصه خورد دکتره، اما قرصا رو نوشت.
حالا روزا با قرص خوابم، شب که میشه عین روح سرگردون یواشکی میام دم اتاقت، وایمیسم تماشات می کنم. خوابیدی، چشما بسته، مژه ها برگشته، نفس ها آروم، گیس ها ریخته روی شونه، لبا غنچه، گردن صاف. عین یه گنجیشک کوچولو. نیگات می کنم تا صب بشه. صب که میشه، باز قرص آبی رو می بوسم و پناه می برم به خواب.
خواب خوبه. تو خواب دارمت ...
دیدگاه ها (۱۱)

نوازشم میکنی و میگی؛ وقتی بیدار بشی غمگینی... میگم؛ وقتی بید...

شبها می نشینی در تاریکی، بی حضور هیچ غریبه ای جز آدم عبوس در...

خسته شد ، عصیان کرد علیه تنهایی خودش . مرا خلق کرد و ایستاد ...

یعنی خوب می‌شود همه چیز؟یعنی ما روزهای خوب را می‌بینیم؟یعنی ...

در دوره ای دوری یعنی قدیمیک نفر هرجا می رسیدالبته بی تربیتی ...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ²³ « ویو سوجین » امروز شب تولد ۱۵ س...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط