میپرسند فراموشت کردهام

می‌پرسند فراموشت کرده‌ام؟
می‌گویم آری، مدت‌هاست.
پوزخندی حق به جانب میزنند و می‌روند.
لابد نمی‌شناسند عشق را، یا که عاشق ندیده‌اند.
فراموش کردنت با دست‌هایی که هر شب خیالت را لمس می‌کنند؟
با گوش‌هایی که تنها، زنگِ دلبرانه‌های تورا می‌شنوند؟
با چشم هایی که سایه‌ی خیالت را دنبال می‌کنند؟

نمی‌فهمند منِ بی تو یعنی ناشنواییِ مطلق، تاریکیِ محض.
عاشق ندیده‌های لعنتی،
اصلاً گیرم همه‌چیز و همه‌کس را، حتی خودم را هم فراموش کنم،
کافیست باران ببارد، با تولد اولین قطره‌اش من در او حل خواهم شد.
دیدگاه ها (۱)

یه همکار آقا داشتم هر هفته یه هندزفری خراب میکرد.میگفت: جنسا...

سخت ترین قسمت زندگیست:)

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی…!🕊️

غم ک از حد از حد بگذرد دل حس پیری میکند؛سن هرکس راغمش اندازه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط