یه همکار آقا داشتم هر هفته یه هندزفری خراب میکرد

یه همکار آقا داشتم هر هفته یه هندزفری خراب میکرد.
میگفت: جنسا چقدر بد شدن دو قطره آب میخوره بهشون خراب میشن!!
هر روز صبح ک میومد چشماش باد کرده بود.
میگفت انقدر خوب خوابیدم پف کردم...
خلاصه تو دار بود!
از شبایی که صبح نمیشدن حرفی نمیزد...
بعضی وقتا هم زنگ میزد به یه شماره‌ی خاموش و تا جایی ک قطع بشه گوشیو نگه میداشت....
آخرین روزی که باهم کار میکردیم بهش گفتم:
انقدر سر چشمات خالی نکن نبودنشو.
گفت: دعا کن برگرده...
اصلا تو چهل سالگیم، تو هفتاد سالگیم،
فقط دعا کن برگرده....
نکنید اینکارو باهم....
دیدگاه ها (۲)

سخت ترین قسمت زندگیست:)

قرارمون این نبود که ...

می‌پرسند فراموشت کرده‌ام؟می‌گویم آری، مدت‌هاست. پوزخندی حق ب...

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی…!🕊️

my month²پارت¹²

قلب یخیپارت ۱۲از زبان ا/ت:هم کنجکاو شده بودم هم ناراحت، نمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط