چندپارتی

چندپارتی

درخواستی^^^


عضو هشتم بود

هیچ کس نمی دونست چطور عضو اون گروه شده

صداش از بهشت می اومد

از همون موقع که عضو گروه شد همه دوستش داشتن ...

باید آماده میشد که بره

سه روز دیگه کنسرت داشتن

همینطور که آماده میشد یه حس آشنایی بهش دست داد

_الان...نه

وارد سرویس بهداشتی شد

حدسش درست بود


کارهاشون انجام داد و اومد بیرون

داد زد .نه از عصبانیت.از روی اینکه هر موقع بهبه بدنش نیاز داره و باید خوب تلاش کنه این اتفاق می افته


_لعنتی ...سه روز دیگه کنسرت داریم آخه


راه افتاد و رفت


نگران این بود که دلش درد نگیره

«کمپانی»

_ات باید با پای چپ می‌رفتیم

_مگه پای راست نبود

_چرا ولی مثل اینکه باید با پای چپ می‌رفتیم

_هوف...باشه از اول بریم

ادامه ی تمرین بود

نوبت جونگکوک شد

با پای چپش پرید و چرخید

اینجا ات باید می‌پرید

جونگکوک خم شد و ات از روش پرید

همون لحظه دلش تیر کشید

ای کوچیکی زیر لب زمزمه کرد که بخاطر زیاد بودن آهنگ کسی نشنید ...

ادامه دارد
دیدگاه ها (۴)

چندپارتی 🌝درخواستی ✨ p.2بعد چند ساعت گذشت دلش درد میکرد سعی ...

میخوام از این به بعد فیک هامو با آهنگ بزارم پایه اید؟نظرتون ...

چندپارتی ~درخواستی^^^_ای..._ات خوبی نفس نفس می‌زدیموقع خواند...

چندپارتی☆p.4جمعه صبح ساعت۳۰ :۹ دقیقه ات: دیشب اینقدر گریه کر...

عشق چیز خوبیه پارت سه دستو و پاهام بسته شده بودن نمیتونستم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط