{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات راجب کوک درست حرف بزن

ات: راجب کوک درست حرف بزن
من عاشقشم ، من اونو دوست دارم نه تورو
من اصا تورو نمیشماسم بعدشم من قلبم مال کوکه
تهیونگ که عصبانی شده بود ات رو بلند کرد پرتت کرد رو زمین و شروع کرد کتک زدنت( منحرفا)
ات: ح**مزاده چرا اینکارو کردی
تهیونگ: چون رو عصابم بودی بیبی
ات: برو بمیر احمق( خودت بمیر)
تهیونگ ته اومد بره سمت ات یهو یه نفر اومد تو و شروع کرد کتک زدن تهیونگ( والا کسی نمیتونه ته رو با این همه بازو بزنه😂)
اون کوک بود.... رفت سمت ات و بغلش کرد و با تمام سرعت رفت به سمت ماشین ( راستی یادم رفت بگم که کوک واقعا ات رو دوست نداره و فقط داره خودشو خوب نشون میده یا گفتم بهتون؟😂)
ات و کوک با سرعت رفتن خونه کوک ات رو بغل کرد و آوردش تو خونه و گذاشتش رو تخت: ببخشید عشقم که پیشت نبودم( بغض الکی)
ات: مهم اینه که الان پیشتم و توهم پیشمی ( اوق😂)
یه هفته گذشت و کوک سرد تر میشد تا ات رو ول کنه و بره
ات: چند روزه باهام سرده و شبا دیر میاد خونه. ساعت ۱ شبه و هنوز نیومده یهو در باز شد و کوک آومد واب تنها نه... با یه دختر اومد تو: گفتم کوکی این کیه
گفت: عشقمه.... من از همون اول دوست نداشتم همش نمایش بود.
کوک دختره رو برد بالا که صدای نال*ون کل خونه رو پر کرد
ات با خودش حرف می‌زد و میگفت: آخه چرا... اون پسره راست میگفت ات از خونه زد بیرون تنها جایی که میتونست بره خونه دوستش جیمین بود
رفت خونه جیمین... زنگ زد
وقتی جیمین درو باز کرد ات رو دید که با چشمای قرمزه: سلام ات خوبی چیشده؟؟؟؟
ات هیچ جوابی نمی‌داد
دیدگاه ها (۳۶)

بچم فالو شه: https://wisgoon.com/sxmin

💢💢سولو استنیو کنار بزاریم و ب همه رای بدین💢💢به اعضا رای بدین...

گایزززز لطفا پیج دومم رو فالو کنین دیگهه.@lina192

Dark Loveفصل ۲ پارت ۱۷☆

تهیونگ ات رو دید که میخواست بره بیرون سریع گفت: ات...ات: بله...

از ماشین پیاده شدیم.کوک صورتمو سمت خودش چرخوند و گفت: ببینمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط