{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا آخر ببینید🥺😭

تا آخر ببینید🥺😭
امیدوارم همش یک خواب بد بوده باشه🙏🏻
داستان اینجوریه که آسیه به دوروک میگه که خواهر تو داداش من غدیر رو کشته و رابطه اش با دورو ک شکر آب میشه و دوروک تو ماشین که داره رانندگی می کنه تلفنی با باباش (عاکف) صحبت می کنه و میگه تو هممونو نابود کردی همون لحظه یک مادر و بچه میان جلوماشین دوروک و دوروک هم از ترس این که بزنه به مادر و بچه هول میکنه و تصادف می کنه
دیدگاه ها (۴)

پست جدید نیلسو👆🏻

توییت 😁

باب اسفنجی🥺👏🏻

این داستان: دست به آب😁🤣

سناریو : وقتی بچتون میگه مامان خودمه بهش دست نزن: نامجون : ا...

فصل ۱ قسمت ۶۷ ﴾نیکی به سختی و با کمک دیواره‌ی سنگیِ یک قبر، ...

تهکوک یه خواهر دارند و خیلی نازش رو میکشن و خیلی باهاش خوب ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط