ادامه
#پارت ۳
[میرا]
اخخ باورم نمی شد گفتم باشه
چرا ؟ در هر صورت دیگه گفتم و البته خیلی خوب میشه کاش به جینو (پسر عموش) بگم بیاد . حالا وقت زیاد هست ، ولش کن میگم حالا بعدا هنوز ساعت ۹ عه تا ساعت ۶ وقت زیاد هست
میرا : یوراااااااااا بدو بیااااا ببینم ، داری چیکار میکنی بیا اینجا لباس انتخاب کن
یورا :چته بابا الان میام خودت یکی رو انتخاب کن دیگههههه
یورا رفت سمت اتاق و خنده شیطونکی میرا رو دید که تو دستش یه لباس بود
یورا : می.. میرا مطمئنی این !؟ این خیلی بازه و خیلی جلب توجه میکنه و من دوست ندارم یه لباس به این بازی بپوشم
اینو از کجا اوردی!؟(تمام حرفاش رو با لحن اروم و با تعجب میگفت)
میرا:اره بابا مطمئنم ؛ و مطمئنم که بهت خیلی میاد و تو پارتی همه چشمشون به توعه ☺️
و اینکهههه این لباس برا خودته واقعا یادت نمیاد؟ اینو از ته کمدت پیدا کردم 👍🤨 انگار نه انگار اینو باهم گرفتیم (بچه قهر کرد🤣)
یورا: باشه بابا بچه شدی 😂؟ چرا قهر میکنی من که چیزی نگفتم بابا . ولی اینو نمیپوشم😗
میرا :🥺 تو روخودا بپووووششششش 🥺
یورا داشت همینطور که به صورت میرا نگاه میکرد فکر میکرد که ایا بپوشه یا نپوشه که تصمیمش رو گرفت
یورا : نه🫠😎، نمیپوشمش ، احتمالا یه لباس ساده بردارم چون دوست ندارم کاری کنم پسرا بهم نگاه کنن . متنفرم 😒
The End of part three✨️🧸
[میرا]
اخخ باورم نمی شد گفتم باشه
چرا ؟ در هر صورت دیگه گفتم و البته خیلی خوب میشه کاش به جینو (پسر عموش) بگم بیاد . حالا وقت زیاد هست ، ولش کن میگم حالا بعدا هنوز ساعت ۹ عه تا ساعت ۶ وقت زیاد هست
میرا : یوراااااااااا بدو بیااااا ببینم ، داری چیکار میکنی بیا اینجا لباس انتخاب کن
یورا :چته بابا الان میام خودت یکی رو انتخاب کن دیگههههه
یورا رفت سمت اتاق و خنده شیطونکی میرا رو دید که تو دستش یه لباس بود
یورا : می.. میرا مطمئنی این !؟ این خیلی بازه و خیلی جلب توجه میکنه و من دوست ندارم یه لباس به این بازی بپوشم
اینو از کجا اوردی!؟(تمام حرفاش رو با لحن اروم و با تعجب میگفت)
میرا:اره بابا مطمئنم ؛ و مطمئنم که بهت خیلی میاد و تو پارتی همه چشمشون به توعه ☺️
و اینکهههه این لباس برا خودته واقعا یادت نمیاد؟ اینو از ته کمدت پیدا کردم 👍🤨 انگار نه انگار اینو باهم گرفتیم (بچه قهر کرد🤣)
یورا: باشه بابا بچه شدی 😂؟ چرا قهر میکنی من که چیزی نگفتم بابا . ولی اینو نمیپوشم😗
میرا :🥺 تو روخودا بپووووششششش 🥺
یورا داشت همینطور که به صورت میرا نگاه میکرد فکر میکرد که ایا بپوشه یا نپوشه که تصمیمش رو گرفت
یورا : نه🫠😎، نمیپوشمش ، احتمالا یه لباس ساده بردارم چون دوست ندارم کاری کنم پسرا بهم نگاه کنن . متنفرم 😒
The End of part three✨️🧸
- ۶.۲k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط