ذهنم کم و بیش مرتبه سنگینی یک سری چیزها رو سینم کمتر شده
ذهنم کم و بیش مرتبه، سنگینی یک سری چیزها رو سینم کمتر شده ولی هنوز فشارش رو بعضی وقتها حس میکنم. رها کردن برام آسون شده ولی انگار آدم بعضی وقتها خودش نمیخواد رها کنه، چنگ میزنه بهش و نگهش میداره. یه جا نوشته بود گاهی وقت ها ما نمیخوایم خوب بشیم چون درد آخرین نقطه اتصال ما به چیزیه که رهاش کردیم. دقیقا من هم همینم. دوست ندارم بهطور کامل رها کنم با اینکه میدونم این وسط تنها چیزی که درسته نسبت دادن کلمه اشتباه برای این نقطه دردمه. به هر حال از چشم افتاده به مرور از سر هم میوفته.
- ۲۷.۱k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط