پارت هشتم
پارت : هشتم
( جنی و ته هردوشون حاضر شدن و از اتاقشون اومدن بیرون ، ته داشت با خدمتکارا حرف میزد که یکدفعه محو جنی شد🥹)( اینکه چجوری محو شد رو گذاشتم تصوراتتون کامل باشه😂)
( جنی میره جلوی ته و چندبار صداش میکنه که نمیفهمه)( غرق شد بچه🤣)
جنی : جناب کیم ؟ پسر عمو ؟ تههه؟ ( آخری رو بلند گفت)
ته: چقدر اسمم وقتی تو صدام میکنی قشنگه....( زیر لب )
جنی : جان؟
ته : جانت سلامت ، هیچی.....
جنی: آها ...
( نگهبان وارد میشود)(دودورووو😂)
نگهبان : سرورم مهمان ها منتظر شما اند ...
ته : باشه باشه الان میایم ... بریم بانوی من؟
جنی : بریم جناب کیم...
( همه شاهزاده های کشور های اطراف دعوت بودند ، از جمله پادشاه اسپانیا) ( مدیونید فکر کنید اسپویل کردم😂)
جنی ویو:
فکر کردم توی جشن باید توی جایگاه مهمان بشینم اما!!! ته منو دعوت کرد که کنارش به عنوان ملکه بشینم!!! میدونی من به اینکه توی جایگاه ملکه بشینم عادت داشتما... اما نه کنار ته ... قلبم مثل یه بمب ساعتی داره میزنه...( منم مثل شما خر ذوقم 🥹😂)
ته ویو :
ملکه ام رو دعوت کردم توی جایگاه خودش بشینه بلاخره باید عادت میکرد که پیش من بشینه هرچی نباشه قراره به طور رسمی ملکه ی من بشه ....
جنی : عاممم... بنظرتون یکم شایعه ساز نیست که من اینجا بشینم ؟
ته : شایعه ای که قراره تبدیل به واقعیت بشه همون بهتر که پخش بشه..
جنی : چییییی؟
ته : هیچی ( خنده )
جنی : اصلا هم بامزه نبود .. ( داره تو دلش مثل چیییی ذوق میکنه)
ته : کی گفت شوخی کردم؟ ( خنده)
( بعد از یک عالمه پروانه ای شدن نوبت این بود که برن به مهمونا رسیدگی کن از جمله پادشاه اسپانیا)
...................................................................
پارت بعد هیجان خالصه 😂
منم خیلی پروانه ای شدممم🥹🙂↕️
امیدوارم این دردم زودتر تموم بشه هی تند تند براتون میزاممم🫀🫀🫀🫀🫠🫠
( جنی و ته هردوشون حاضر شدن و از اتاقشون اومدن بیرون ، ته داشت با خدمتکارا حرف میزد که یکدفعه محو جنی شد🥹)( اینکه چجوری محو شد رو گذاشتم تصوراتتون کامل باشه😂)
( جنی میره جلوی ته و چندبار صداش میکنه که نمیفهمه)( غرق شد بچه🤣)
جنی : جناب کیم ؟ پسر عمو ؟ تههه؟ ( آخری رو بلند گفت)
ته: چقدر اسمم وقتی تو صدام میکنی قشنگه....( زیر لب )
جنی : جان؟
ته : جانت سلامت ، هیچی.....
جنی: آها ...
( نگهبان وارد میشود)(دودورووو😂)
نگهبان : سرورم مهمان ها منتظر شما اند ...
ته : باشه باشه الان میایم ... بریم بانوی من؟
جنی : بریم جناب کیم...
( همه شاهزاده های کشور های اطراف دعوت بودند ، از جمله پادشاه اسپانیا) ( مدیونید فکر کنید اسپویل کردم😂)
جنی ویو:
فکر کردم توی جشن باید توی جایگاه مهمان بشینم اما!!! ته منو دعوت کرد که کنارش به عنوان ملکه بشینم!!! میدونی من به اینکه توی جایگاه ملکه بشینم عادت داشتما... اما نه کنار ته ... قلبم مثل یه بمب ساعتی داره میزنه...( منم مثل شما خر ذوقم 🥹😂)
ته ویو :
ملکه ام رو دعوت کردم توی جایگاه خودش بشینه بلاخره باید عادت میکرد که پیش من بشینه هرچی نباشه قراره به طور رسمی ملکه ی من بشه ....
جنی : عاممم... بنظرتون یکم شایعه ساز نیست که من اینجا بشینم ؟
ته : شایعه ای که قراره تبدیل به واقعیت بشه همون بهتر که پخش بشه..
جنی : چییییی؟
ته : هیچی ( خنده )
جنی : اصلا هم بامزه نبود .. ( داره تو دلش مثل چیییی ذوق میکنه)
ته : کی گفت شوخی کردم؟ ( خنده)
( بعد از یک عالمه پروانه ای شدن نوبت این بود که برن به مهمونا رسیدگی کن از جمله پادشاه اسپانیا)
...................................................................
پارت بعد هیجان خالصه 😂
منم خیلی پروانه ای شدممم🥹🙂↕️
امیدوارم این دردم زودتر تموم بشه هی تند تند براتون میزاممم🫀🫀🫀🫀🫠🫠
- ۲۸۶
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط