{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیر می‌شوی ، زیبا و دلبر با گیسوان سپید...

پیر می‌شوی ، زیبا و دلبر با گیسوان سپید...
یک غروبِ جمعه که دلت گرفته ، برای نوه ات داستان دیوانگی های مرا تعریف می‌کنی ، نوه ات باور نخواهد کرد و فکر می‌کند تو فقط داری برایش قصه تعریف می‌کنی . دلت می‌ شکند ، به من فکر می‌کنی ، صورتم یادت نمی آید ، حرفهایم ، صدایم . فقط به یاد می‌آوری که روزی ، جایی فردی را نخواستی که دنیا را بی تو نمی‌خواست...
دیدگاه ها (۰)

Victorian gothic..>>>

روزی زمان خواهد مُرد و عشق ، او را دفن خواهد کرد...–ریچارد ب...

نه آنقدر نزدیک است که قلب آرام گیرد..و نه آنقدر دور که رشته ...

ببینید کی برگشته✨☺️بابت این مدت متاسفم ، بخاطر یسری مشکلات و...

همیشه اصرار کردن همه چی رو خراب میکنه، مثلا اصرار به دوست دا...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

جهاد تبیین و مهندسی ادراک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط