{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
0nilo0
۱۰
پسند
در خانهی سنگی، که عشقش گره داشت،
در خانهی سنگی، که عشقش گره داشت،
هر بغضِ ناگهان، هزاران زخم کاشت.
گاهی نوازشی، گمان روزِ خوش بود،
اما خستگی، از این بازیِ تلخ، جانم را ربود.
دانلود
۱.۰k
۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (
۱
)
آدمها فکر میکنند رفتن، نقطهی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...
«سجادهای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظهای...
𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(درعمق نگاه تو)ادامه پار...
🌺🇮🇷 زاد روز سید عشاق ، مبارک؛زاد روز سید عشاق ، مبارکعزیزتر ...
امروز، یکم مهر، سالروز میلاد استاد محمدرضا شجریان است؛ خسرو ...
"ای آیهی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امنتری...
دل دیگه تنگ که بشهبغضی آرام گوشهی گلویت خانه میکندو تو فقط...
«خانه، بیتو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔میدانی؟...
پارت دوم._*بیگناهان*_
پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین