{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《☆CALL MY DADY☆》

《☆CALL MY DADY☆》
part 5

آنیا تو آمریکا خیلی بهش خوش گذشت و همه چی براش مثل بهشت بود🎀🍒


هانا در حال رفتن پی ع.و.ض.ی بازی بود که یونگی《 بهترین دوست کوک》
اون رو دید و سر دو ثانیه رفت خونه کوک و بهش گفت کوک با هانا کات کرد ))

و از اون روز به بعد هر روز عشقش به آنیا بیشتر میشد و عاشق تر میشد و خودش رو سر زنش می کرد ( وایییی🎀)

ویو کوک

امروز یونگی میاد خونم پس عطر تلخمو می زنم و منتظر میمونم تا بیاد ))

صدای زنگ 📞🗿

سلام یونگی

_ سلام چخبر

+_ هیچی ( بغض )

_ چیشده نگران نباش آنیا ی روز برمیگرده و باهاش حرف میزنی

+_ امّا ( شروع کرد گریه کردن و دستشو روی صورتش گذاشت )

_ اما چی جونگکوک (دستشو گذاشت رو شونه ی کوک )

+_ اما اگه اون منو نبخشه چی من واقعا کار بدی کردم ( گریش شدید شد)

_ ( ساکت موند و براش ی لیوان آب آورد )

سکوت همه جا رو فرا گرفت و فقط صدای گریه میومد))


ویو آنیا

اینجا عالیه با لارا خیلی خوش میگذره ولی دلم برای کوک تنگ شده برای اون شوخیا و اون روز ها》

《و این دو نفر مخفیانه هر روز برای همدیگر اشک میریختند اما نمی توانستن بیان کنند》


----------------------------------------

هلو گایز ببخشید چند روز فعالیت نکردم چون نتم تموم شده بود😚🎀🍒

حمایت فراموش نشه🔪🍷💃
دیدگاه ها (۴)

《☆CALL MY DADY☆》part 4ویو آنیا از خواب بیدار شدم و رفتم ی دو...

《☆CALL MY DADY☆》part 3آنیا تو راه بود رسید خونه در رو باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط