{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p²⁷

p²⁷

ات: افرین ‌‌‌..........
گوشی کوک زنگ خورد
: بله مامان
...:......
کوک: اما ما تازه شروع به خوردن کردیم
...:...............
کوک: چشم بپرسم نظرشونو .
...:..........
کوک: میایم
...:......
کوک: میبینمتون
.......:......
کوک رو به اعضا : خب. بچه ها. مامانم بود گفت به مامان های شما هم زنگ زده و گفته بریم تا با ات اشنا بشن و شامو انجا بخوریم
همه: باشه
ات: چرا با من؟
کوک: نمیدونم. بریم
همه: باشه
ویو ات:
از این که میخوان با من اشنا بشن تعجب کردم
همه باهم وسایلو جمع کردیم و رفتیم بیرون
چون من نمیدونستم کجا باید برم واسه همین. کوک موتورو میروند
بعد از ۴۰ مین رسیدیم و وارد ساختمون شدیم
وقتی وارد خونه شدیم من اخر. نفر رفتم و پچ پچ مامان ی اعضا با پسراشون زیاد بود. من فک کردم چون نمیخوان بقیه صداشو نو بشنون اینجوری میکنن
سلامو احوال پرسی کردم که مادر کوک. خیلی باهام مهربون بود یعنی مادر همه ی اعضا ولی اون یه جور دیگه انگار. برای این کارش ازم یه چیزی میخواست
با حرف مادر کوک به خودم اومدم
[علامت ات+
علامت مادر کوک *]
*اتتتتت
+اومم بله
*کجایی؟ سه بار صدات کردم
+ هیچی توی فک. بودم
*اوخییی اشکال نداره
+مرسی
*خوب چرا اینقدر دیر اومدین ؟
+دلشتیم. غذ_ کوک زد به پات ]
کوک: یکم طول کشید
*اهان. اوکی
* خوب. شردع کنید
+میز باشکوهی بود ولی من. سیر بودن و برای اینکه مادر کوک ناراحت تشه یکم خوردم و. واقعن خوشمزع بود
* عزیزم چرا نمیجوری. چیزی شده. بد مزست ؟
+نه خیلی خوشمزست من سیر وبدم. و گفتم تا یکی دوتا نمیخورم ولی. زیاد خوردم
*اهان باشه همش پستو استخونی بخور یکم جون بگیری
+مرسی شما لطف درید ولی. دیگه جا ندارم. الانم زیاد خورم ممنون بابت. زحمتتون مرسی شما میل. مکنید
*خواهش میکنم قشنگم
+ببخشید وخانم جئون کجا میتونم یه زنگ بزنم؟
*منو مادر جون یا مامان. صدا کن
+چشم مادرجون
* برو توی اتاق. کوک
کوک : وایسا من کمکت میکنم
+مرسی


اینو بخاطر یکی. گذاشتم وگرنه دلمونمیخواست. بزاردم دیروز. شر این فیک
پاااااااااااااااااااااااااره شدم
پاره. ساده هم نه
دیدگاه ها (۱۹)

BTS

لباسش برای پارت ۱5

,BTS

....................... سکوت

دیگه عکس سناریو اینه #سناریو_بی_تی_اس وقتی یک پسر شیطون داری...

وقتی عضو هشتم BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط