قلب مهمانخانه نیست که

قلب مهمانخانه نیست که

قلب مهمانخانه نیست که
آدم ها بیایند ،
دو یا سه روز در آن بمانند
و بعد بروند ؛
قلب لانه گنجشک نیست که
در بهار ساخته شود و در پائیز
باد آن را با خودش ببرد ؛
قلب راستش نمی دانم چیست ..!
اما این را می دانم که جای
آدم های خیلی خوب است ؛
قلب چاه دلخوری نیست که
به وقت بد خلقی سنگریزه ای
به درونش بیندازی تا صدای
افتادنش را بشنوی ؛
قلب آینه ای است که با هر
شکستنش چند تکه می شود
و یکپارچه از هم می پاشد ؛
قلب قاصدکی است که اگر
پرهایش را بچینی دیگر
در آسمان اوج نمی گیرد ؛
قلب برکه ای ست که آرامشش
به یک نگاه به هم می ریزد ؛
قلب اگر بتواند کسی را دوست
بدارد خوبی ها و حتی
زخم زبان هایش را نقش
دیوارش می کند ؛
حال آنکه قلب چیست بماند !
فقط این را می دانم قلب
وسعتی دارد به اندازه خدا ؛
من مقدس تر از قلب سراغ ندارم ...
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

پروانه جان

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

ابلیس

می گوید : قلب مهمانخانه نیست که آدم ها بیایند ،دو یا سه روز ...

یک عاشقانه آراممی گوید : قلب مهمانخانه نیست که آدم ها بیایند...

می گوید : قلب مهمانخانه نیست که آدم ها بیایند ،دو یا سه روز ...

می گوید : قلب مهمانخانه نیست که آدم ها بیایند ،دو یا سه روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط