آبِ حیات عشق را دَر رَگ ما روانه کُن....
دکترم گفت که در کمپ بمان، ترکش کن
ماندم و نعشه ی چشمان خمارش گشتم!
ماندم و نعشه ی چشمان خمارش گشتم!
- ۱۷.۳k
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط