پارت نمیدونم چند و نمیدونم چند فیک دروازه ی عشق
پارت نمیدونم چند و نمیدونم چند فیک دروازه ی عشق
+معلومه که آره
منو کشید طرف خودش و عمیق لبامو بوسید و بعدش رفتیم خونه
ویو به هفته بعد
ا.ت
الان یه هفته هست که من با کوک تو رابطه هستم
اون خیلی خوبه
امروز قرار بود بیاد خونمون
رفتم آماده شدم که زنگ در خورد
_سلااام عشقمم
+سلاام خرگوووش
_من خرگوشم؟(عصبی)
+گوه خوردم
_دیگه دیره
اومد منو ببند کرد و انداخت رو تخت و ....
بعد از صلواتتت
_+وایی سرم(همه خاطراتشون توی اون دنیا و این دنیا براشون مرور شد
_ت...تو قصر منو آتیش زدی؟
+کوک(با گریه) بزار بهت توضیح بدم که چرا قلعتو آتیش ......
حرفم با سوزش سمت راست
صورتم قطع شد
صورتم به سمت چپ رفته بود یعنی...یعنی اون بهم سیلی زد؟؟
این اولین باریه که روم دست بلند میکنه
+ت....تو م....منو ز.....دیی؟؟؟(با گریه)
_لیاقتته هرزه
+چی؟الان به من گفتی هرزه؟؟(بغض سگی)
_واقعا که،بای،دیگه طرف من هم نمیای(رفت)
+ک....کو.....کوک ص....صبر ک....ن(لکنت)
رفت
تموم خاطراتم رفت
تموم زندگیم رفت
جامپ تایم به یک هفته بعد
ویو کوک
از رفتارم با ا.ت پشیمون بودم خیلی تند رفتار کردم،نباید روش دست بلند میکردم و بهش اون حرف و میزدم
ولی اونم بدجوری بهم از پشت خنجر زد
دوباره رفتم به اون دریچه
میخواستم برگردم پیش مامان و بابام ،توی زمان خودم،من دیگه دلیلی واسه موندن تو این دنیا ندارم
اما دریچه بسته بود
بهش دست زدم
همین که دستم بهش خورد خاطرات اون روز از ذهن ا.ت برام مرور شد
ذهن ا.ت
+..........
یک شب یکبار دو پارت فیک میذارم
+معلومه که آره
منو کشید طرف خودش و عمیق لبامو بوسید و بعدش رفتیم خونه
ویو به هفته بعد
ا.ت
الان یه هفته هست که من با کوک تو رابطه هستم
اون خیلی خوبه
امروز قرار بود بیاد خونمون
رفتم آماده شدم که زنگ در خورد
_سلااام عشقمم
+سلاام خرگوووش
_من خرگوشم؟(عصبی)
+گوه خوردم
_دیگه دیره
اومد منو ببند کرد و انداخت رو تخت و ....
بعد از صلواتتت
_+وایی سرم(همه خاطراتشون توی اون دنیا و این دنیا براشون مرور شد
_ت...تو قصر منو آتیش زدی؟
+کوک(با گریه) بزار بهت توضیح بدم که چرا قلعتو آتیش ......
حرفم با سوزش سمت راست
صورتم قطع شد
صورتم به سمت چپ رفته بود یعنی...یعنی اون بهم سیلی زد؟؟
این اولین باریه که روم دست بلند میکنه
+ت....تو م....منو ز.....دیی؟؟؟(با گریه)
_لیاقتته هرزه
+چی؟الان به من گفتی هرزه؟؟(بغض سگی)
_واقعا که،بای،دیگه طرف من هم نمیای(رفت)
+ک....کو.....کوک ص....صبر ک....ن(لکنت)
رفت
تموم خاطراتم رفت
تموم زندگیم رفت
جامپ تایم به یک هفته بعد
ویو کوک
از رفتارم با ا.ت پشیمون بودم خیلی تند رفتار کردم،نباید روش دست بلند میکردم و بهش اون حرف و میزدم
ولی اونم بدجوری بهم از پشت خنجر زد
دوباره رفتم به اون دریچه
میخواستم برگردم پیش مامان و بابام ،توی زمان خودم،من دیگه دلیلی واسه موندن تو این دنیا ندارم
اما دریچه بسته بود
بهش دست زدم
همین که دستم بهش خورد خاطرات اون روز از ذهن ا.ت برام مرور شد
ذهن ا.ت
+..........
یک شب یکبار دو پارت فیک میذارم
- ۱.۵k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط