{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💘⛓️

💘⛓️
...
-داشتم چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ‌:)
و اشک در چشمانم حلقه زد . . ؛
همه با تعجب به من نگاه میکردند !
لبخند زدم و گفتم : ‹ چقدر داغ بود :)! ›

#دلتنگتم_بیمعرفت🤍
#چشات
دیدگاه ها (۰)

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... خسته ام از خود گریزانم،نم...

جای تاسف داره

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ . ... شب های هر کسی به انداره غم هاش طولان...

التماس دعا.. زنده یاد #حاج_محمد_باقر_منصوری_اردبیلیاین حسین ...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

پارت ۳ ندیمه ی عمارت یک ساعت بعد از آب گرم لباسم رو پوشیدمقل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط