همچونی می نالم از سودای دل
همچونی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که باهر داغ پیدا ساختم
همچو موجم یک شفق آرام نیست
بس که طوفان زا بود درمان دل
دل اگر زمن گریزد وای دل
غم اگر از من گریزد وای من
ما ز رسوای بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
اسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن و سیم و زر است
گنج عاشق گوهر. یکتای دل
در میان اشک نو امید های دل
خندم از امید واری های دل 😔😔😔
آتشی در سینه دارم جای دل
من که باهر داغ پیدا ساختم
همچو موجم یک شفق آرام نیست
بس که طوفان زا بود درمان دل
دل اگر زمن گریزد وای دل
غم اگر از من گریزد وای من
ما ز رسوای بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
اسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن و سیم و زر است
گنج عاشق گوهر. یکتای دل
در میان اشک نو امید های دل
خندم از امید واری های دل 😔😔😔
- ۶.۲k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط