{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و عشق آنقدرها هم که فکر می کردیم

و عشق آنقدرها هم که فکر می کردیم
عادلانه نبود
زن همسایه عاشق شد ،
پیراهن بلندتری دوخت ...
من عاشق شدم ،
گریه های بلند تری سر دادم ...
در عصر ما همه همیشه دیر می رسند
یکی به اتوبوس ،
یکی به قطار ،
یکی به یکی ...
.
دیدگاه ها (۱)

😂💔🥺"تگش کن یا بفرس واسش✨🤍"

استوری

بڪَذار نقش هایمان را عوض ڪنیمـتو چشمـ بہ راه بمانی و من بازن...

باید جای دنجی پیدا کرد و رها شد از قفس روزمرگی‌ها؛ باید نسخه...

پارت ۶ میا : عصر بود دیگه خسته کوفته برگشتم خونه همش کار می ...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط