یه ارمی اومده اینارو گفته
یه ارمی اومده اینارو گفته :
بچچهاااااااااااااا اینجاااااااا جیمین داره با وی حرف میزنه
جی کی میبینتشون برای اینکه ببینه لمسی دارن یا نه میاد جلو تر میبینه فقط حرف میزنن برمیگرده عقب اما باز نگاهشون میکنه
همینطوری داشته میرفته
یهو برمیگرده ی نگاه دیگه کنه
میبینه وی سرشو خم کرده جلو ارمیه با گوشی خودش فیلم گرفته
میگه جی کی فک کرده وی میخواد لپ جیمینو ببوسه یهو وسطش شوکه وامیسته میبینه چیزی نیست ادامه میده اما دستشو میزاره رو قلبش نفس عمیق میکشه
ارمیه گفت بعد این باز چرخیده رفته از پشت جیمینو دید زده
جئونلس ترسید*😭
بچچهاااااااااااااا اینجاااااااا جیمین داره با وی حرف میزنه
جی کی میبینتشون برای اینکه ببینه لمسی دارن یا نه میاد جلو تر میبینه فقط حرف میزنن برمیگرده عقب اما باز نگاهشون میکنه
همینطوری داشته میرفته
یهو برمیگرده ی نگاه دیگه کنه
میبینه وی سرشو خم کرده جلو ارمیه با گوشی خودش فیلم گرفته
میگه جی کی فک کرده وی میخواد لپ جیمینو ببوسه یهو وسطش شوکه وامیسته میبینه چیزی نیست ادامه میده اما دستشو میزاره رو قلبش نفس عمیق میکشه
ارمیه گفت بعد این باز چرخیده رفته از پشت جیمینو دید زده
جئونلس ترسید*😭
- ۵.۰k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط