{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
اِحساسَت‌رانفَس‌میکِشَم
نِگاهَت‌رامی‌خوانَم
قَلبَت‌رامی‌نوازَم
صِدایَت‌رامی‌بوسَم
از؏ـاشقانه‌هایَت‌
برای‌ِخودم‌لباس‌میدوزَم
دیوانه‌نیستَم
فَقَط
یک‌جورِخاص
که‌ِکَسی‌بَلدنیست
دوستَت‌دارَم •
دیدگاه ها (۱)

اگر درد را احساس کردی "زنده ای"اما اگر درد دیگران را احساس ک...

بَرنده باش، نه بُرّنده !نه کسی که امیدِ کسی را می بُرد، نه ک...

خیال دیدنت چه دلپذیر بود،جوانی‌ام در این امید پیر شد،نیامدی ...

- و آغوش تو بود که ثابت کردگاهی در حصار دستان کسی بودنمیتوان...

دیشب قرار بود پارت بدم بارگذاری نمیشد🫡پارت ۲۲: ویو دازای: چن...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---پیشانی‌ات هنوز روی سینه‌ام بود...

My boyfriendP:³---همه داشتن با جیمین حرف می‌زدن. تو سعی می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط